غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

135

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ازين معنى مصحوب معتمدى نزد او فرستادند اما بايد و ملاحظه جانب كيخاتو فرموده ملتمس آنجماعت را اجابت نكرد و چون لكزى بروم رسيد و كيخاتو را بر حقيقت حال مطلع گردانيد فى الحال بر جناح استعجال متوجه آذربايجان گرديد و بعضى از خواتين و شاه - زادگان تا آلاتاق او را استقبال نموده تهنيت سلطنت گفتند و در حدود خلاط قريلتاى اتفاق افتاد بتاريخ يكشنبه بيست و چهارم رجب سنهء تسعين و ستمائه كيخاتو بر سرير خانى نشست و لوازم آن امر چنانچه معهود است بوقوع پيوست بعضى از امراء بر سبيل طوع و رغبت و زمرهء از سر ضرورت و كراهت پاى در دايره متابعتش نهادند و كيخاتو بعد از چند روز كه از مجلس عيش و نشاط بصفهء بار خراميد يرغوى امراء بدانديش را پرسيد هريك از طغاجار و قنجقبال را سه چوب ياساق زد و تومان قنجقبال را بشكيتور نوئين عنايت كرد و تومان طغاجار را به ديگرى از امرا بخشيده طوعانرا به اولاد اردوقيا سپرد تا بقصاص پدر خويش بقتل آوردند و مبشران به اطراف ولايات فرستاده خلايق را بعدل و احسان و رفع ظلم و طغيان بشارت داد و مقارن آنحال از جانب روم اخبار پريشان شنود و راه رسم نيابت خود را بشيكتور نويان تفويض نمود و در روز جمعه چهارم ماه مبارك رمضان بجانب روم نهضت فرمود و در غيبت رايت فتح آيت از شاه‌زاده‌گان و امرا خيال خلاف كرده روى به ترتيب اسباب فتنه و فساد آوردند اما كيخاتو در جمادى الاخرى سنهء احدى و تسعين و ستمائه از آن سفر منصور و مظفر بازآمده بتجديد پرتو التفات بر سرانجام مهام سلطنت انداخت و بخلاف متصور جمعى را كه انديشه مخالفت داشتند بانواع مراحم و الطاف بنواخت منصب امير الامرائى به آقبوقابها در داد و زمام امور وزارت را بتاريخ ششم ذى حجه مذكوره در كف كفايت خواجه صدر الدين احمد خالدى زنجانى نهاد و او را ملقب بصدر جهان گردانيد و برادر صدر جهان قطب الدين احمد خالدى متصدى مهم قاضى القضاتى و توليت موقوفات ممالك محروسه گرديد و كيخاتو خان باتفاق مورخان سخىترين اولاد هلاكو خان بود چنانچه در اندك زمانى تمامى خزاين آباد اخوان خود را بر شاه‌زاده‌گان و خواتين و امرا تقسيم فرمود و چون نظرش بر جواهر زواهر كه سلاطين سابق آنها را مانند گوهر دل در گنجينه سينه محفوظ ميداشتند افتاد تمامت را بحرمها و بنات بخشيد و گفت امثال اين امتعهء نفسيه لايق به حال اين جماعت است كه خود را بدان بيارايند و الا چه در خزانه محبوس داشتند و چه در قعر دريا و صميم كان گذاشتن و آن پادشاه صاحب كرم هم در اوايل ايام دولت در باب افاضهء سحب ادارات و اشاعه بر و صدقات اهتمام تمام ظاهر ساخته سادات و علما و مشايخ و فضلا را احكام ترخانى ارزانى داشت و بتخليص محبوسان و زندانيان حكم فرموده مهما امكن همت بر تر فيه احوال عامه بر رعايا گماشت و كيخاتو بالتبع از ريختن خون افراد انسانى متنفر بود لاجرم در مدت سلطنت اصلا بر قتل كسى اقدام ننمود در ايام دولتش غير جام و صراحى هيچ آفريده خونريزى نميكرد و در روزگار سلطنتش بجز دف و چنگ هيچ فردى طپانچه و گوشمال نميخورد و ايلخان با وجود اين صفات پسنديده بر لذت مباشرت شعف