غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

122

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بواجبى استفسار نمايند سلطان از استماع اين سخنان دانست كه غرض ارغون خان مال صاحب ديوان نيست بلكه قصد جان او دارد و جواب فرمود كه مهمات مملكت را حسن تدبير وزير صافى ضمير در حيطه كفايت و توفير مىآرد اگر او از درگاه عالم پناه عيبت نمايد مصالح ملك و مال در محل اهمال و صدد اختلال مىآيد و برسول نامه مطلقا التفات نفرمود و جوشى قرين ناخوشى بآستانه ارغون مراجعت نمود و اينحكايت موجب شكايت گشت و صورت عداوت ارغونى از پرده‌پوشى درگذشت شاهزاده نشانها به اطراف ممالك فرستاد كه اسباب شمس الدين محمد را به تصرف نواب اينجانب گذارند و گماشتگان او را از شروع در مهمات و معاملات بازدارند و بنابر آنكه ارغون خان در حدود عراق اقامت داشته و عراقيان هراسان گشته هركس از وكلا صاحب ديوان آنچه در قبضهء اختيار او بود به تصرف گماشتگان شاهزاده بازگذاشت و ارغون بجانب دار السلام بغداد خراميد و عمال متصرفان اموال آن ديار را از چاشنى انتقام جرعه چشانيد و در اوايل سنه اثنى و ثمانين و ستمائه با لشگر حاضر عازم بلاد شرقى گشت و بسرعت تندباد و داعيهء فتنه و فساد بر آن بلاد گذشته همه وقت در اين انديشه كه سرير سلطنت پايدار را از قبضه اقتدار عم نامدار بچه تدبير بيرون آرد و شب و روز درين فكرت جانسوز بيقرار كه سلطان احمد را از اين ميان چسان بردارد و در آن اثنا ايلچى بپايه سرير اعلى فرستاده التماس تومانات عراق و فارس كه اكثر بديوان خاص اختصاص داشت نمود و پيغام فرمود كه چون سرير دولت پدر نامدار ما محل جلوس سلطانى را ميشايد هر آينه ما را نيز طرفى بايد كه حاصل آن بمصالح سپاهى كه در ظل رايت فتح آيت مجتمع‌اند صرف نموده آيد اگر اين ملتمس شرف اجابت يابد انوار اتفاق بر صفحات احوال اقاواينى تابد و الا بعد اليوم بيت مرا تخت زين باشد و تاج ترك * قبا جوشن و دل نهاده بمرك سلطان احمد چون اين پيغام درشت استماع نمود در جواب فرمود كه يورت اصلى و ملك مألوف ارغون خطهء خراسان است و ما از روى شفقت آن ولايت را به او مسلم داشته‌ايم اگر توقع دارد كه موضعى ديگر اضافه نمائيم بايد كه بقريلتاى حاضر شود تا التماس او درجه اجابت يابد و اگر نعوذ باللّه در طريق خلاف سلوك نمايد فرمان فرمائيم كه موجى از درياى زخار يعنى فوجى از سپاه جرار بخراسان روند و ارغون را دست و گردن بسته بدرگاه آورند ايلچى بازگشته امراء قراوناس كه دم از محبت ارغون ميزدند مواخذ شدند و ابواب صلح و صلاح از جانبين مسدود گشت و اختلال آن حال از حدود تدارك در گذشته صاحب ديوان بكارسازى جنود نصرت‌نشان مشغولى فرمود و بسيارى از اسباب و ادوات جنگ و حرب و و آلات طعن و ضرب ترتيب نمود بعد از استعداد لشگر اليناق با پانزده هزار از مبارزان صفدر در مقدمه توجه فرمود و از آن جانب ارغون خان بصوب آذربايجان در حركت آمده در غره صفر سنهء ثلث و ثمانين و ستمائه در صحراى آقخواجه ميان او و اليناق حرب روى نمود و شاهزاده شكست يافته گريز بر ستيز اختيار كرد و سلطان احمد ازين معنى خبر يافته بسرعت برق و باد روى بخراسان نهاد و ارغون جهت دفع حوادث زمان شكسته ركاب و گسسته عنان