غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
600
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
فوت عم بمساعدت طالع سعد حاكم گشت و چون او نيز درگذشت پسرش نجم الدين محمد پاى بر مسند اقبال نهاد و او را حق سبحانه و تعالى سى پسر داد از آن جمله ابو الغيث قايممقام پدر بود و چون او بدست قايد موت گرفتار شد برادرش حميصه لواء امارت برافراشت و با ملك ناصر كه سلطان مصر بود در مقام خلاف آمده سلطان رقم عزل بر صحيفهء حال حميصه كشيد و برادرش عطيفه را والى گردانيد و حميصه از مكه بيرون رفته يكى از لشكريان سلطان او را در بريه در خواب يافت و بدرجهء شهادت رسانيد و سلطان ازين امر وقوف يافته بقتل آنشخص حكم فرمود اسد الدين رمسة بن نجم الدين پس از فوت برادر حاكم مكه گشت و چون او درگذشت ميان اولادش احمد و عجلان و مبارك و غيرهم چندگاه مواد خلاف و نزاع در هيجان بود عاقبت عجلان بر اخوان غالب آمده زمام امر ايالت را بدست آورد و در ايام حيات آن منصب را بولد خود احمد تفويض كرد و احمد بن عجلان بعلو شان از امثال و اقران امتياز داشت و بعد از فوت وى در ميان اعمامش مدتى نايرهء نزاع مشتعل بود بدر الدين حسن بن عجلان بعد از اتفاق اكثر اقربا بر خلافتش قايممقام پدر شد و برادرزادهاش رمسة بن محمد بن عجلان باظهار شعار خلافتش تعجيل كرد و مآل حال عم و برادرزاده و احوال ساير شرفاء مكه از كتبى كه در وقت تحرير اين وقايع در نظر بود بوضوح نپيوست بنابرآن مرقوم نگشت و آنچه از السنه و افواه مسافران آگاه استماع مىافتد آنست كه تا غايت ايالت آن بقعه متبركه متعلق بسادات حسنى است اما در خطبه اول نام سلطان مصر مذكور ميگردد و در تحفة الملكيه مسطور است كه در ايام دولت سلطان محمد خدابنده ابو سليمان شهاب الدين احمد بن رمسه نزد سلطان محمد آمد و منظورنظر اعتبار گشته امارت قافله حاجيان بوى تفويض يافت و محمل سلطان را پيش از پادشاه مصر به عرفات برد و تنگجاتى كه بنام سلطان محمد زده بود خرج نمود و چون از آن سفر مراجعت فرمود سلطان زمام ايالت عراق عرب را بوى عنايت كرد و آنسيد عاليشان در اوقات حيات سلطان كما ينبغى بدان امر اشتغال داشت و بعد از فوت سلطان محمد بحله رفت و آن بلده را محكم گردانيد و امير شيخ حسن ايلكانى در زمانى كه در بغداد بر مسند جهانبانى نشست بحيلهء كه داشت آن جناب را گرفته بعز شهادت رسانيد و از سيد شهاب الدين احمد دو پسر ماند احمد و محمود احمد عقب نداشت و محمود ولدى داشت محمد نام و سيد محمد در سنه ثمان و ثمانمائه وفات يافت در وقتى كه زوجهاش حامله بود و از آن عفيفه پسرى تولد نمود موسوم بمحمود شد اما شرفاء مدينه طيبه از نسل ابو القاسم طاهر بن يحيى الساير بن حسن بن جعفر الحجة بن عبيد اللّه الاعرج بن حسين الاصغر بن على زين العابدين ابن حسين بن امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السّلاماند و اول كسى كه از ايشان در آن بقعه عاليشان عمارت كرد ابو احمد قاسم بن عبد اللّه بن الطاهر بود و آن جناب در سنهء اربع و مائه زمام امارت بدست آورد و چون فوت شد ولدش ابو هاشم قايممقام گشت و ابو هاشم بصفت فضل و لطف طبع اتصاف داشت و اشعار فصاحت شعار بر صحيفه روزگار مينگاشت و بعد ازو پسرش ابو عماره حمزه كه بمهنا ملقب است فرمانفرما شد و بنابر آنكه از احوال