غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

588

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

يوسف برادرزاده خود قراقوش را بفتح بعضى از بلاد مغرب مأمور گردانيد و قراقوش لشكر بدانجا كشيده بلده طرابلس كه در تصرف فرنگيان بود باهتمام او مفتوح گرديد و همدرين سال آفتاب اقبال برادر صلاح الدين شمس الدوله از افق مملكت يمن طالع شد و زنديقى كه عبد النبى نام داشت و به تغلب بر آنولايت استيلا يافته بود در برابر شمس الدوله آمده بعد از مقاتله گرفتار گشت و بقتل رسيد و در سنهء سبعين و خمسمائه بلده دمشق با اكثر بلاد شام در حيز تسخير سلطان صلاح الدين درآمد و ملك صالح اسمعيل بن نور الدين محمود بر حكومت حلب قناعت نمود و در سنه اثنين و سبعين و خمسمائه صلاح الدين فرمان داد كه سورى به طول بيست و نه‌هزار و سيصد ذراع از جانب بيابان در گرد مصر و قاهره بنا نمايند و استادان بنياد كار كرده تا اواخر ايام حيات صلاح الدين به آن عمارت مشغول بودند و در سنه ثلث و سبعين و خمسمائه صلاح الدين لشكر بعسقلان كشيده بسببى ذريات نصارى و اخذ اموال ايشان قيام نمود و از آنجا به طرف رمله رفت ناگاه سپاهى از فرنك بدانجا رسيد و مقاتلهء صعب دست داده شكست بجانب اهل اسلام افتاد و پسر تقى الدين كه نبيرهء برادر صلاح الدين بود در سن بيست سالگى با بسيارى از لشكريان مصر بدرجهء شهادت رسيد و سلطان در كمال پريشانى بمصر شتافته نصارى بحماة رفتند و مدت چهار ماه آن بلده را محاصره نمودند و در اواخر همين سال قلعهء حلب بىتعب بحيز تسخير صلاح الدين درآمد و ايالت آن مملكت را بولد خود ملك ظاهر ارزانى داشت و در سنهء اربع و سبعين و خمسمائه فرخ شاه كه برادرزادهء صلاح الدين بود و از قبل او در دمشق حكومت مينمود بجنگ جمعى از اهل فرنك كه ببلاد شام درآمده بودند رفت و ايشان را منهزم ساخته سپهدار لشكر كفار را از پشت زين بر روى زمين انداخت و درين سال خال صلاح الدين شهاب الدين كه در حماة علم حكومت مىافراشت وفات يافته ملك مظفر تقى الدين عمر بن شاهنشاه بن نجم الدين ايوب قايم‌مقام او شد و تا سنه سبع و ثمانين و خمسمائه در آنولايت بدولت گذرانيده وفات يافت و در سنه ست و سبعين و خمسمائه شمس الدولة الملك المعظم تورانشاه بن نجم الدين ايوب كه برادر بزرگتر صلاح الدين بود و سابقا يمن را بضرب شمشير در حيز تسخير درآورده باسكندريه رفته بود از عالم رحلت نمود و جسد او را بشام نقل كرده در مدرسهء كه خواهرش ست الشام در ظاهر دمشق ساخته است مدفون گردانيدند و پس از فوت شمس الدوله ايالت يمن ببرادر ديگر صلاح الدين سيف الاسلام تعلق گرفت و در روز جمعه از ايام ربيع الاولى سنه ثلث و ثمانين و خمسمائه در سطح طبريه ميان سلطان صلاح الدين و فرنگيان بىدين محاربه عظيم اتفاق افتاد و عنايت الهى شامل حال امت حضرت رسالت‌پناهى گشته كلانتر نصارى اسير شد و بسيارى از لشكريان او بقتل رسيدند آنگاه سلطان نصرت پناه بقلعه رفته آن قلعه را از تصرف نصارى بيرون آورد و قرب چهار هزار كس از مسلمانان را كه اسير كافران بودند مطلق العنان گردانيد و برين قياس در فتح ديگر بلاد و قلاع كه در دست فرنگيان بود مراسم سعى و اجتهاد مرعى داشته نابلس و عكا و قيساريه و ناصره و عسقلانرا مفتوح ساخت آنگاه لشكر به بيت المقدس كشيده بر جانب