غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

568

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بمحاربت افتاد و هربار نسيم ظفر و برترى بر پرچم علم عبد الرحمن اموى وزيده يوسف در سنهء اربعين و مائه بچنگ گرگ اجل گرفتار گشت و عبد الرحمن از روى استقلال بر سرير اقبال تمكن يافته در ايام دولت خود چند نوبت لشكر ببلاد فرنگ كشيد و نسبت بنصارى لوازم قتل و نهب بتقديم رسانيد وفاتش در سنه احدى و سبعين و مائه روى نمود و مدت سلطنتش سى و سه سال و چند ماه بود هشام بن عبد الرحمن در وقت واقعه پدر در ملطيه اقامت داشت و چون آن خبر به گوش او رسيد به طرف قرطبه كه دار الملك عبد الرحمن بود متوجه گرديد و بعد از وصول بر تخت فرمانفرمائى نشسته بدفع برادران خود سليمان و عبد اللّه كه در مقام خلاف بودند قيام نمود و در سنهء اربع و سبعين و مائه « 1 » خاطر از آن ممر جمع كرده بغزو فرنگ پرداخت و در صفر سنهء ثمانين و مائه عالم آخرت را منزل ساخت مدت حكومتش هفت سال و هفت ماه و چند روز بود و ايام حياتش سى و نه سال و چهار ماه و العلم عند اللّه تعالى حكم بن هشام بصفت فصاحت موصوف بود و بنظم اشعار اشتغال مينمود و حكم بعد از فوت پدر افسر حكومت بر سر نهاده اعمامش سليمان و عبد اللّه بر وى خروج كردند و هريك روى توجه بناحيهء آوردند و حكم نخست بجانب سليمان لشكر كشيد و بديدن پيكر فتح و ظفر فايز شده بقتلش رسانيد و در سنه ست و ثمانين و مائه با عبد اللّه مصالحه نمود آنگاه بفراغ بال بساط عشرت گسترده از دست ساقيان صاحب جمال جامهاى مالامال دركشيد و در اين امر بمرتبهء مبالغه كرد كه ارباب و كلانتران قرطبه خواطر بر خلع او قرار دادند و نزد محمد بن قاسم مروانى رفته گفتند كه مناسب چنانست كه پرتو اهتمام بر انتظام امور جهانبانى اندازى و خلايق را از تعدى اين ظالم فاسق خلاص سازى و محمد مهلتى طلبيده بهنگام فرصت شمهء از آن صورت بعرض حكم رسانيد و او هفتاد و دو نفر از بدانديشان را گرفته به حلق بركشيد لاجرم عداوت او در ضمير برنا و پير جايگير شد و در سنهء احدى و تسعين و مائه اهل قرطبه باظهار شعار خلاف جسارت نمودند و حكم با ايشان حرب كرده پنجهزار نفر از آنقوم را معروض تيغ انتقام گردانيد و بيشتر از پيشتر در فسق و فساد و شرب خمر و بيداد مبالغه نمود تا كار به جائى رسيد كه هرصبح مؤذنان بعد از اذان افغان باوج آسمان ميرسانيدند كه الصبوح يا محمود و او از ازدحام خواص و عوام انديشيده در قلعهء قرطبه تحصن نمود و پنجهزار غلام جمع آورده هرشب جمعى را بحراست خود بازميداشت در آن اثنا ده كس از كلانتران قرطبه را گرفته بزندان فراموشان فرستاد و بعضى از غلامان او نيز يكى از متعينان را بقتل آوردند بنابرآن متوطنان آن بلده هجوم كرده متوجه قلعه گشتند و حكم با غلامان و متابعان در مقام محاربه آمده حربى در غايت صعوبت روى نمود و اهل

--> ( 1 ) در تاريخ ابو الفدا به نظر رسيده كه قتل عبد اللّه فى سنهء اربع و ثمانين و مائه اتفاق افتاده حرره محمد تقى التسترى