غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

560

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

اند اتابكان فارس گويند و اتابكان فارس يازده نفر بودند و اوقات جهانبانى ايشان صد و بيست سال امتداد يافت برينموجب كه تفصيل مىيابد اتابك مظفر الدين سنقر بن مودود السلغرى چون ملكشاه را منهزم گردانيد در بلدهء شيراز حفت بالاعزاز بر مسند سلطنت متمكن گرديد و در ايام دولت ابواب خير و سعادت بر روى سپاهى و رعيت برگشاد و در آن بلدهء فاخره خانقاهى و مسجدى و منارهء بنا نهاده مدت سيزده سال پادشاهى كرد و در سنهء سبع و خمسين و خمسمائه روى بعالم عقبى آورد بوزارتش خواجه تاج الدين شيرازى قيام مينمود و تاج الدين چندگاهى وزارت سلطان مسعود سلجوقى نيز كرده بود اتابك مظفر الدين زنگى بن مودود منصب ولايت‌عهد برادر تعلق بوى ميداشت اما در وقت وفات سنقر از شيراز غايب بود بنابرآن شوهرخواهرش سابق كه رباط سابقى بيضا منسوب به اوست باتفاق الپ‌ارسلان نامى از سلغريان در ملك طمع كرد و ميان ايشان و زنگى مهم بمحاربه انجاميده نسيم نصرت بر پرچم علم زنگى وزيد و آن هردو خام‌طمع را گرفته بقتل رسانيد و زنگى مفتخر و سرافراز به شهر شيراز درآمده در طريق عدل و داد سلوك نمود خانقاه شيخ ابو عبد اللّه خفيف را كه جائى مختصر بود وسيع گردانيده در موقوفات آن افزود و چون چهارده سال بدولت و اقبال گذرانيد در شهور سنهء احدى و سبعين و خمسمائه متوجه عالم عقبى گرديد اتابك مظفر الدين تكلة بن زنگى وارث تاج و نگين پدر بود و به شيوهء آباء گرام خويش مدت بيست سال حكومت نمود و در تمهيد بساط عدالت از خود بتقصير راضى نگشت و در سنهء احدى و تسعين و خمسمائه درگذشت و در ايام دولت او خواجه امين الدين كازرونى پرتو اهتمام بر سرانجام امور وزارت انداخت و از وفور جود و سخا روح حاتم طائى و معن زائده را منفعل ساخت و در ترفيه حال علما و اهل صلاح و تقوى داد سعى و اهتمام داد و قريب به مسجد عتيق شيراز مدرسهء و خانقاهى رفيع و وسيع بنا نهاد اهالى شيراز آنخواجه سرافراز را در سلك اوليا شمرده‌اند و از وى كرامات و خوارق عادات نقل كرده‌اند اتابك قطب الدين طغرل بن سنقر پادشاهى هنرپرور معدلت‌گستر بود و در بعضى از حدود عراق حكومت مينمود اما تائيدى نداشت زيرا كه چند نوبت بجنك تكله مبادرت نموده هربار انهزام يافت و آخر الامر گرفتار شده بقتل رسيد اتابك مظفر الدين ابو شجاع سعد بن زنگى در مجلس بزم ابرى بود گوهربار و در ميدان رزم هژبرى خنجرگذار نسمات عدالت از صادرات افعالش در وزيدن و لمعات جلادت از واردات اعمالش در درخشيدن در ايام دولت خود در شيراز باروئى در غايت حصانت برافراخت و مسجد جامع جديد را مانند همت خود رفيع ساخته از خشت پخته و گچ طرح انداخت و در سنهء اربع عشر و ستمائه بتقدير مالك الملك على الاطلاق بدست