غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

522

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر سلطان غياث الدين مسعود بن محمد بن ملكشاه قسيم امير المؤمنين در وقتى كه سلطان طغرل از اقامت در منزل آب و گل دل برگرفت سلطان مسعود در بغداد بود و بعضى از امرا مسرعى بدانجا فرستاده او را طلب داشتند و طايفه‌اى قاصدى بآذربايجان ارسال نموده داود بن محمود را طلبيدند اما مسعود بر داود سبقت گرفته ناگاه بهمدان رسيد فرقه‌اى از اركان دولت بطوع و رغبت و زمره‌اى بكراهت و ضرورت كمر مطاوعت و متابعتش بر ميان بستند و چنانچه در ضمن وقايع ايام دولت عباسيه مذكور شد در اوايل اوقات جهانبانى مسعود را بامستر شد عباسى محاربات اتفاق افتاد و چون مهم آن دو خليفه از هم گذشت سلطان مسعود در سلطنت عراقين و آذربايجان و فارس مستقل گشت و بعد از آن ميان او و بعضى از اخوان و خويشان منازعت روى نمود و در جميع وقايع فتح و فيروزى مسعود را بود و سلطان مسعود بصفت شجاعت و سمت مروت و فتوت اتصاف داشت و در زمان جهانبانى همت بر احياء مراسم خيرات و اشاعهء لوازم مبرات ميگماشت از وفور بذل و ايثار همواره خزانه او از درم و دينار خالى بودى و از غايت محبت بسلوك درويشان پيوسته با شكستگان و گوشه نشينان مصاحبت نمودى چون مدت هجده سال بسلطنت و اقبال اوقات گذرانيد در غرهء ماه رجب سنهء سبع و اربعين و خمسمائه در ظاهر همدان بجهان جاودان خراميد مدت عمرش چهل و پنج سال بود حال وزرايش را در ذيل وقايع ايام دولتش قلم شرح خواهد نمود گفتار در بيان مخالفت بعضى از امرا و اعيان حضرت و استسعاد يافتن سلطان مسعود بفيروزى و نصرت مورخان صاحب فضيلت مرقوم قلم فصاحت صفت گردانيده‌اند كه چون خاطر مسعود از جانب مسترشد و راشد عباسى فراغت يافت در كمال عظمت و استقلال بدار السلام بغداد شتافت و المقتفى لامر اللّه را بر مسند خلافت نشانده بصوب همدان مراجعت نمود آنگاه شنود كه والى فارس سالك مسالك خلاف گشته و علم طغيان برافراشته است بنابر آن برادر خود سلجوقشاه و اتابك قراسنقر را بدفع آن حادثه نامزد كرد و قراسنقر بكمال دلاورى و تهور شيراز را مسخر ساخته تسليم سلجوقشاه نمود و خود بملازمت سلطان مسعود مراجعت فرمود و هم در آن اوقات پهلو بر بستر ناتوانى نهاده رخت بقا بباد فنا داد سلطان اتابك ايلدگز و اتابك جاولى را بجاى وى تربيت كرده حكومت آذربيجانرا بايلدكز مسلم داشت و بعد از چندگاه كه سلجوقشاه وفات يافت جاولى در شيراز علم ايالت برافراشت نقلست كه در آن زمانكه كوكب سلطان مسعود بدرجهء جاه و جلال صعود نمود فرمان‌فرمائى ولايت رى از قبل سلطان سنجر تعلق بعباس نامى داشت و