غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
507
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
فرمود كه بر پدرت نيك نيست اما بر تو نيك است از نتايج طبع سلطان محمد اين سه بيت اشتهار دارد ابيات به زخم تيغ جهانگير و گرز قلعه گشاى * جهان مسخر من شد چو تن مسخر راى بسى بلاد گرفتم بيك اشارت دست * بسى قلاع گشودم بيك فشردن پاى چو مرك تاختن آورد هيچ سود نداشت * بقا بقاى خدايست و ملك ملك خداى ذكر سلطان السلاطين سنجر بن ملك شاه برهان امير المؤمنين پادشاه عالىگهر معز الدنيا و الدين سنجر به طول عمر و طيب عيش و فتح بلاد و قمع اهل عنان موصوف و معروف بود و در تمهيد بساط عدالت و رعيتپرورى و تشئيد اساس عبادت و پرهيزكارى مبالغهء تمام مينمود مراسم لشگركشى و كشورگشائى نيكو دانستى و لوازم خسروى و فرمانفرمائى كما ينبغى توانستى اگرچه در ادراك جزئيات امور چندان غورى نمىكرد اما در فيصل قضاياء كليه بر نهج عقل و سداد شرايط اهتمام بجاى مى آورد و در تعظيم و تبجيل سادات عظام و اعزاز و احترام علماء اعلام و فضلاء كرام به قدر امكان مىكوشيد و در ترويج احكام دين اسلام و تمشيت مهام شريعت حضرت خير الانام عليه الصلاة و السلام همواره شرط سعى و اجتهاد بتقديم ميرسانيد سالها به نيابت برادرن خويش سلطان بركيارق و سلطان محمد در خراسان رايت ايالت برافراشت و چهل و يكسال در كمال استقلال در بسيارى از معمورهء ربع مسكون ظلال معدلت مبسوط داشت با سلاطين عراق و آذربايجان و حكام غزنين و غور و خوارزم و تركستان او را نوزده مصاف معتبر روى نمود و در هفده معركه از آن معارك ظفر و نصرت او را بود اما در غزو گور خان و جنگ حشم غزان شكست يافت و از غصهء بيداد غزان مريض شده بعالم عقبى شتافت ولادت باسعادتش در سنجار از ولايات شام فى سنهء تسع و سبعين و اربعمائه اتفاق افتاد و در سنهء احدى عشر و خمسمائه باستقلال تاج سلطنت بر سر نهاد و در بيست و ششم ربيع الاولى سنهء اثنين و خمسين و خمسمائه از دار غرور بسراى سرور انتقال فرمود اوقات حياتش هفتاد و دو سال و چند ماه بود و اسامى وزراء سلطان سنجر در ذيل وقايع ايام دولت او سمت تحرير خواهد يافت و پرتو اهتمام بر ذكر شمهء از اسباب نصب و عزل آن طايفه خواهد تافت گفتار در بيان مجملى از وقايع اوايل ايام سلطنت سنجر بن ملكشاه بن الپ ارسلان و ذكر شكست يافتن آن پادشاه عاليشان از حاكم قراختاى كور خان چون سلطان محمد بن ملكشاه در عراق فوت شد پسرش سلطان محمود بجاى پدر نشست و به حال سلطان سنجر كه عمش بود التفات ننمود بنابرآن سلطان سنجر تأديب برادرزاده را پيشنهاد همت عالىنهمت ساخته رايت آفتاب اشراق بجانب آذربايجان و عراق برافراخت و آن دو نير اوج اقبال در ميدان قتال باستعمال آلات جنگ ؟ ؟ ؟ سلطان محمود شكست يافت و