غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

501

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گفتار در بيان وقايع ايام پادشاهى سلطان ركن الدين بركيارق و ذكر مخالفتى كه ميان او و برادران واقع شد بارادت قادر مطلق سلطان بركيارق بوقت وفات پدر در اصفهان اقامت داشت و چون آنخبر شنود افسر سلطنت بر سر نهاده رايت عظمت برافراشت اما تركان بنت طمغاج با پسر خود محمود در بغداد بود و چون از تعزيت سلطان ملكشاه بازپرداخت از خليفه التماس نمود كه محمود را قايم‌مقام پدر گرداند خليفه بسبب صغر سن محمود نخست به اين امر همداستان نشد و تركان در آن باب مبالغه و الحاح از حد اعتدال درگذرانيد و خليفه و اركان دولت او را بايثار درم و دينار بسيار خشنود گردانيد تا نام پادشاهى بر محمود اطلاق گرداند آنگاه تركان خاتون سرهنگى باصفهان روان ساخت تا سلطان بركيارق را بدست آورد و بركيارق بنابر مصلحت وقت بامداد بعضى از غلامان خواجه نظام الملك از اصفهان گريخته نزد تكش تكين كه حاكم رى و اتابك او بود رفت و در ساوه به دو پيوسته تكش تكين بركيارق را برى برد و صاحب تخت و نگين گردانيد و چون تركان خاتون استماع نمود كه عرصهء اصفهان از وجود بركيارق خاليست از بغداد بدان بلده رفته محمود را بر سرير جهانبانى نشاند و بركيارق بيست هزار سوار فراهم آورده عازم اصفهان گشت و سفرا آغاز آمدشد نموده مهم بر مصالحه قرار يافت برين موجب كه تركان پانصد هزار دينار از متروكات سلطان ملكشاه تسليم سلطان بركيارق نمايد و او ترك محاصره اصفهان داده بازگردد و بركيارق بعد از اخذ آن وجه به طرف همدان رفته تركان خاتون خال بركيارق امير اسمعيل ياقوتى را بوعده مناكحت و مواصلت فريب داد تا با سپاه اصفهان روى بحرب بركيارق نهاد و در ماه رمضان سنهء سته و ثمانين و اربعمائه ميان خال و خواهرزاده قتالى صعب روى نموده اسمعيل اسير و قتيل گشت و در شوال همين سال تتش بن الپ‌ارسلان كه سلطان ملكشاه او را ميل كشيده بود خروج كرده با سپاه فراوان قصد بركيارق فرمود و سلطان از مقاتله او محترز گرديده بجانب اصفهان خراميد زيرا كه تركان خاتون وفات يافته بود و چون نزديك بدان بلده رسيد محمود رسم استقبال بجاى آورد و هردو برادر بمرافقت و موافقت يكديگر به شهر درآمدند و مقارن آن حال اتروملكايك و غيرهما از امراء حلقه هوادارى محمود در گوش كشيده بركيارق را محبوس كردند و ميل نمودند كه ميل كشند اما پيش از آنكه اين انديشه از حيز قوة بفعل رسد محمود آبله برآورده عزيمت ملك آخرت كرد و امرا بقدم اعتذار نزد بركيارق رفته او را بر تخت سلطنت نشاندند و سلطان بركيارق همت بر انتظام امور مملكت مقصور داشته زمام امور وزارت را در كف كفايت مؤيد الملك ابو بكر بن نظام الملك نهاد و چون مؤيد الملك چند روزى بتمشيت آن مهم پرداخت