غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

480

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و بآموختن قرآن و تعليم قواعد ملت نبى آخر الزمان اشتغال نموده روزىچند در جند رحل اقامت انداخت در آن اثنا ايلچى از كفار بجند رسيده و خراجى كه مقرر داشت از حاكم آن بلده طلبيد و ملك جند در مقام اداء مال آمده چون سلجوق بر كيفيت حال وقوف يافت گفت چگونه تجويز اين معنى توان كرد كه مسلمانان خراج‌گذار كفار باشند و قاصد را بناخوشى تمام بازگردانيده بتهيهء اسباب جدال اشتغال نمود و جمعى از تركان آن حدود كه ميل جهاد داشتند بسلجوق پيوستند و فوجى از كافران بدان بيابان تاخته شتران سلجوق را از چراگاه راندند و سلجوق آن جماعت را تعاقب نموده و بر ايشان ظفر يافته شتران خود را بازگردانيد و بدين‌واسطه آوازهء سطوت سلجوق بمسامع اقاصى و ادانى رسيده علم دولت وى ارتفاع يافت و ملوك اطراف تركستان و ماوراء النهر از وى حسابها گرفتند و امير ابراهيم سامانى در وقتى كه از ايلك خان منهزم گشت پناه بامير سلجوق برد و سلجوق ابراهيم را بمرد و سلاح مدد كرد تا با ايلك خان محاربه نموده او را بگريزانيد آنگاه سلجوق از جند با ابهتى افزون از چندوچون حركت فرموده در نواحى بخارا منزل گزيد و او را ايزد تعالى چهار پسر نيك‌اختر كرامت كرد ميكائيل و اسرائيل و موسى « 1 » واضح باد كه محمد و بيغو كه ارسلان لقب داشت و ميكائيل در ايام جوانى در حين محاصرهء قلعه‌اى از قلاع تركستان به زخم تيرى كشته شد و از او دو پسر ماند طغرل بيك محمد و چغر بيك داود سلجوق همت بر تربيت اين دو نبيرهء دولتمند مصروف گردانيده ايشانرا وليعهد ساخت و بعد از وفات سلجوق اين دو برادر دولت‌اثر كه بفكر ثاقب و راى صائب از امثال و اقران امتياز فراوان داشتند سرور خيل و حشم شده جمعى كثير از تراكمهء دشت خزر و ديگر مردم نامور در ظل رايت ظفرپيكر ايشان مجتمع گشتند و ايلك خان كه در آن زمان حاكم سمرقند بود از استيلاى سلجوقيان انديشناك شده دفع ايشانرا پيش‌نهاد همت گردانيد و به اجتماع سپاه ماوراء النهر و تركستان مشغول گرديد طغرل بيك و چغر بيك بعد از تقديم مراسم استشاره التجا ببوغرا خان كه حاكم حدود چين و ختا بود نمودند و متوجه انصوب گشته ايلچى جهة اعلام وصول خويش از پيش فرستادند و بوغرا خان قاصد سلجوقيانرا نوازش نموده پيغام داد كه از ملك و مال آنچه مطلوب طغرل بيك و چغر بيك باشد دريغ نخواهيم داشت و ايلچى بازآمده آنچه از خان ديده بود و شنيده بعرض طغرل بيك و چغر بيك رسانيد چغربيك به برادر خود گفت هرچند بوغرا خان اظهار محبت و مودت مينمايند مصلحت نيست كه ما بهيئت اجتماعى با وى ملاقات نمائيم بلكه طريقه حزم مقتضى آنست كه در هرهفته يكى از ما دو برادر باردوى خان رفته سه روز كمر ملازمتش بر ميان بندد و طغرل بيك اين راى را استحسان نموده چون قريب بمعسكر بوغرا خان رسيدند جهة اقامت منزلى مناسب پيدا كرده بموجب مقرر به تقديم رسانيدند و در هرهفته يك برادر

--> ( 1 ) على بن محمد صادق الحسينى در تاريخ مرآت الصفا بجاى موسى و بيغو اسرافيل و پر غو نگاشته و در تاريخ نگارستان اسامى پنج نفر از اولاد سلجوق به نظر رسيده و اسم پسر پنجم را يوزن رقم نموده حرره محمد تقى التسترى