غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
453
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
لشگرها فرستاد و باندك زمانى اسكندريه و سعيديه و دمياط و مكه و مدينه را از تصرف عباسيه بيرون آورد و در آن ممالك شعار علويه ظاهر كرد آنگاه سردارى جلادتآثار جنود خنجرگذار بصوب فلسطين ارسال داشت و آن قايد فلسطين را فتح فرموده بر دمشق نيز مستولى گشت و جمعى كثير از قرمطيان را كه در شام بودند و باظلال خلايق اشتغال مينمودند گرفته بسياست رسانيد و در شوال سنهء احدى و ستين و ثلاث مائه المعز الدين اللّه از افريقيه بقاهره معزيه رفته آن بلده را كه حالا موسوم بمصر شده دار الملك ساخت و بنوعى آثار عدالت و سخاوت ظاهر فرمود كه مزيدى بر آن متصور نبود در روضة الصفا مسطور است كه المعز لدين اللّه پانزده هزار اشتر و ده هزار استر كه بار همه زر بود از افريقيه همراه خود بقاهره معزيه آورد و خزانهچيان بفرمان او هرروز چند صندوق پرزر در پيش بارگاه پادشاه مىنهادند و محتاجانرا رخصت مىدادند تا هركدام يك كف از صناديق برميداشتند و چون المعز لدين اللّه مدت چهار سال در آن ديار بدولت و اقبال گذرانيد مريض گشته پسر خود نزار را ولىعهد ساخت و او را العزيز باللّه لقب داده روى بصوب جهان جاودان نهاد و اركان دولت بنابر مصلحت مملكت هفت ماه فوت او را پنهان داشتند آنگاه العزيز باللّه را بر مسند ايالت نشانده نقش اطاعتش بر الواح خواطر و صحايف ضماير نگاشتند العزيز بالله ابو منصور نزار بن المعز لدين اللّه پس از فوت پدر بهفت ماه در قاهره معزيه بر سرير سلطنت نشست و مصريان با وى بيعت كردند و عمش حيدر و عم پدرش ابو الفرات و عم جدش از بيعتيان بودند و غير از عزيز و هرون الرشيد هيچكس را از خلفاء اين معنى اتفاق نيفتاده و العزيز باللّه پادشاهى حليم نيكواخلاق بود و در ايام دولت او الپتكين كه در سلك موالى آل بويه انتظام داشت از بغداد علم توجه بصوب شام برافراشت و حسن بن احمد قرمطى بوى پيوسته مقابله و مقاتله عزيز را پيشنهاد همت ساخت و اين خبر بسمع عزيز رسيده از مصر متوجه شام گرديد و چون طلاقى عسكرين روى نمود و چشم الپتكين بر عزيز افتاد خوفى تمام بر باطنش مستولى شد و از اسب پياده گشته به نياز هرچه تمامتر پيش رفته ركاب عزيز را بوسيد و مراسم اعتذار بتقديم رسانيد و عزيز رقم عفو بر جريدهء جريمه الپتكين كشيده او را بلكه ساير سرداران سپاه ديلم را بخلع فاخره و انعامات وافره نوازش فرمود و رخصت انصراف ارزانى داشت بعد از آن ميان عزيز و عضد الدوله ديلمى ابواب مكاتبات مفتوح گشته طريق مودت در ميان آمد نقل است كه عزيز ايالت شام را بميشاء يهودى و رياست مصر را بعيسى نصرانى تفويض فرمود و ايشان بر مسلمانان ظلم فراوان ميكردند بنابرآن روزى عورتى رقعهء بعزيز داد كه اى امير بدان خداى كه جهودانرا بميشا و ترسايانرا بعيسى عزيز ساخت و مسلمانانرا بواسطهء تو ذليل گردانيد نظرى به حال من افكن و عزيز از ملاحظهء اين نوشته بغايت متأثر گشته رقم عزل بر صحيفهء حال هردو كشيد و از