غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

437

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

در بغداد مسند امارت را بوجود خود مشرف ساخت و مدت شانزده سال و يازده ماه متكفل آن مهم بود و در آن اوقات بكرات و مرات ميان او و اتراك بغداد محاربه و مقاتله روى نمود و جلال الدوله در ماه شعبان سنهء خمس و ثلاثين و اربعمائه بعالم عقبى انتقال فرمود وزيرش ابو على بن ماكولا بود ذكر الملك الرحيم خسرو فيروز بن ابو كاليجار ملك رحيم بعد از فوت پدر در بغداد پاى بر مسند امير الامرائى نهاد و ميان او و برادرش ابو منصور فولاد ستون كه در شيراز بر سرير سرافرازى اقامت داشت جنگ و نزاع قايم گشته در اوايل سنهء سبع و اربعين و اربعمائه ابو منصور شيراز را گذاشت و آن مملكت به تصرف ملك رحيم درآمد اما در بيست و پنجم شهر رمضان همانسال طغرل بيك سلجوقى ببغداد رسيد و چنانچه سابقا مذكور شد ملك رحيم را در يكى از قلاع مقيد و محبوس گردانيد و تا زمان وفات در آن حصار اوقات ميگذرانيد مدت امارتش هفت سال بود ذكر ابو منصور فولاد ستون ولد ابو كاليجار چون ابو كالنجار بدار القرار انتقال كرد ولدش ابو منصور روى بانتظام مهام ولايت فارس آورد و ابو سعيد خسرو شاه بن ابو كاليجار نسبت ببرادر در مقام عصيان آمده ميان ايشان بكرات محاربات روى نمود و عاقبت ابو سعيد كشته گشته ابو منصور را سعادت استقلال دست داد و بنابر اغواء مادر صاحب عادل را كه وزير پدرش بود قتل نمود و بدان واسطه فضل بن حسن كه مصاحب يكدل صاحب عادل بود لواء مخالفت ابو منصور برافراشت و اعيان ملك فارس را با خود موافق ساخت و فولاد ستون در سنهء ثمان و اربعين و اربعمائه بيك ناگاه در دست ايشان گرفتار شد و در يكى از قلاع مقيد گشت و فضل بن حسن كه در ميان مورخان بفضلويه شبانكاره مشهور است بعد از روزىچند از قيد ابو منصور به خدمت سلطان آلپ‌ارسلان شتافت و منشور حكومت شيراز حاصل نموده مراجعت كرد مدت ملك ابو منصور نزديك بهشت سال بود ذكر ابو على كيخسرو بن ابو كاليجار باتفاق ارباب اخبار كيخسرو بن ابو كاليجار بعد از واقعهء برادران خود به خدمت سلطان الپ‌ارسلان شتافت و سلطان بويندجانرا باقطاع بوى داد و ابو على در آن ولايت در غايت فراغت و رفاهيت روزگار مىگذرانيد تا در سنهء سبع و ثمانين و اربعمائه بملك باقى منزل گزيد و ديگر از آن طبقه در هيچ ديار ديار نماند ( كل شيىء هالك الا وجهه له الحكم و اليه ترجعون )