غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

429

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر سلطنت مؤيد الدوله ابو منصور بوية بن ركن الدوله چون ركن الدوله حسن بن بويه وفات يافت مؤيد الدوله رسولى نزد برادر بزرگتر خود عضد الدوله فرستاده پيغام داد كه زمام امور ملك و مال در قبضهء اقتدار آن حضرتست اگر اجازت باشد در حكومت اصفهان و توابع آن‌كه پدر مرحوم نامزد من كرده دخل نمايم و الا آنچه مقتضاى راى ممالك آراى باشد بتقديم رسانم و عضد الدوله را اين استجازه موافق مزاج افتاده در تأييد و تعويد مؤيد الدوله مساعى جميله مبذول داشت اما فخر الدوله از برادر بزرگتر حسابى برنگرفت و بىرخصت متصدى امر سلطنت گشت و اين معنى بر خاطر عضد الدوله گران آمده مؤيد الدوله را بر مخالفت برادر باعث شد و فخر الدوله از مقاومت عاجز گشته پناه بقابوس بن وشمگير كه شوهر خاله و پدر زنش بود برد و قابوس مقدم داماد را گرامى داشته هرچند عضد الدوله و مؤيد الدوله كس فرستاده فخر الدوله را طلبيدند التفات بسخن ايشان نكرد و در اوايل سنهء احدى و سبعين و ثلاث مائه مؤيد الدوله لشكر بجرجان كشيده بعد از وقوع محاربه قابوس و فخر الدوله بجانب خراسان گريختند و التجا بحسام الدوله ابو العباس تاش كه از قبل امير نوح والى ولايت نيشابور و توابع آن بود نمودند و تاش در تعظيم و تكريم آن دو مهمان عزيز مهما امكن لوازم سعى و اهتمام بجاى آورد و باشارت امير نوح با لشكرى بيكران متوجه جرجان شد و مؤيد الدوله در شهر متحصن گشته پس از روزىچند در ماه رمضان سنهء مذكوره شبيخون بر خراسانيان زد و آن هرسه سردار طريق فرار پيش گرفته تا نيشابور عنان‌يكران بازنكشيدند و بعد ازين فتح مؤيد الدوله بفراغ بال روزگار ميگذرانيد تا در سنهء ثلث و سبعين و ثلاث مائه متوجه ملك بقا گرديد مدت سلطنتش هفت سال بود و بوزراتش صاحب سعيد اسمعيل بن عباد قيام مينمود ذكر سلطنت فخر الدوله ابو الحسن على بن ركن الدوله بعد از فوت مؤيد الدوله امرا و اعيان ديلم قرعهء مشورت در ميان انداختند كه زمام امر سلطنت را در قبضهء اقتدار كدام‌يك از آل بويه نهند صاحب كافى اسمعيل بن عباد گفت كه فخر الدوله مهتر و بهتر ملوك ديالمه است او را از خراسان بايد طلبيد و متقلد قلادهء ايالت گردانيد و همگنان اين راى را استحسان كرده مسرعان بجانب خراسان روان ساختند و فخر الدوله بعد از آنكه مدت سه سال در اين مملكت پريشان‌حال گذرانيده بود چون اين خبر بهجت‌اثر شنود هم‌عنان برق و باد بعراق شتافته تاج سلطنت بر سر نهاد و زمام امور وزارت من حيث الاستقلال بقبضهء اختيار صاحب عباد داد و در سنهء سبع و سبعين و ثلاث مائه فخر الدوله آن وزير صاحب تدبير را بضبط اموال طبرستان ارسال داشت و جناب صاحبى آن مملكترا كما ينبغى بحيطهء ضبط درآورده چند قلعه مفتوح و مسخر ساخت و هم