غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
415
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
در آن اثنا شبى ابو على كاردى بر پهلوى على بن حسين فروبرده او را بمطموره خاكى فرستاد و خود در معمورهء جرجان تاج ايالت بر سر نهاد و روى بمازندران آورده آن مملكت را نيز مسخر گردانيد و عاقبة الامر در ميدان گوىبازى از اسب افتاده متوجه ملك باقى گرديد ذكر ابو جعفر حسن بن ابو الحسين احمد كه صاحب القلنسوه لقب داشت بعد از فوت برادر همت بر آبادانى مملكت گماشت اما مقارن اين حال ماكان بن كاكى برويان شتافت و با داعى صغير موافقت نمود و داعى با پانصد مرد جرار روى بآمل نهاد و ابو جعفر بگرگان رفته اسپهبدان به يارى اسفار بن شيرويه كه بنيابت ابو جعفر در سارى حكومت مىنمود در حركت آمدند و اسفار باستظهار آنجماعت متوجه آمل گشته در ظاهر شهر با داعى حرب كرد و سيد حسن مغلوب شده به طرف شهر گريخت در اثناء راه مرداويج بن زيار كه خواهرزاده اسپهبد هروسندان بود بداعى رسيده به زخم ژوبينى او را بعالم عقبى فرستاد و از اسب فرود آمده بانتقام خال خود سر مباركش را از تن جدا كرد و بعد از آن ميان ابو جعفر و ماكان در لارجان مقاتله واقع شده در موضع ولاره رود ابو جعفر كشته گشته ملك مازندران بتحت تصرف اسمعيل بن ابى القاسم كه نبيرهء ماكان بود درآمد اما در آن نزديكى مادر ابو جعفر دو نفر كنيزك اسمعيل را بفريفت تا زهر در طعام آن غنچهء گلبن ولايت كردند و نهال قامت او را قبل از آنكه بر جويبار بالا كشد از پاى درآوردند رباعى گل صبحدمى به خود برآشفت و بريخت * با باد صبا حكايتى گفت و بريخت بدعهدى دهر بين كه گل در ده روز * سر برزد و غنچه كرد و بشكفت و بريخت و بعد ازين واقعه از اولاد داعيان ناصر را در طبرستان سلطنت ميسر نگشت و فلك ستيزهكار از مقام رعايت آن طبقه درگذشت ذكر ايالت ابو الفضل محمد بن شهريار و تشريف آوردن الثائر بالله علوى برستمدار بثبوت پيوسته كه چون اسپهبد شهريار بن جمشيد بن بندار بن شيرزاد مدت دوازده سال در رستمدار تاج حكومت بر سر نهاد وفات يافته فرمانفرمائى آن ديار بر پسرش ابو الفضل محمد قرار گرفت و مدت سلطنت او چهارده سال امتداد پذيرفت و در آن ايام الثائر باللّه ابو الفضل جعفر بن محمد بن الحسين المحدث بن على بن الحسين بن على بن عمر الاشرف بن الامام زين العابدين على بن الامام حسين بن امير المؤمنين على بن ابى طالب عليهم السلام كه ملقب بود به سيد ابيض در گيلان خروج كرد و بعضى از حدود آن ولايت را بحيطهء ضبط درآورد و مقارن آن حال ميان ابو الفضل محمد بن شهريار و اسپهبد شهريار بن دارا كه حاكم جبال مازندران بود صورت منازعت روى نمود و بعد از وقوع مقاتلهء اسپهبد شهريار