غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

39

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

امر مينمائى و اللّه كه اگر شرق و غرب عالم را به من دهند هرگز در خون حسين سعى نكنم زيرا كه ايزد تعالى در روز جزا به نظر رحمت در كشندهء آنحضرت نخواهد نگريست مروان خاموش گشت وليد كس بطلب ابن زبير فرستاد و او درآمدن تعلل نموده چون شب شد متوجه مكه گشت و در آن ايام نوبت ديگر از نزد يزيد پليد در باب قتل آن امام سعيد شهيد نامه‌اى بوليد رسيده بروايتى وليد پنهانى آنحضرت را برين حال مطلع گردانيد و پيغام نمود كه مصلحت نيست كه درين بلده توقف نمائى بهر جانب كه خواهى توجه فرماى كه مرا با تو مهمى نيست و بقولى بىآنكه وليد اين معنى را اعلام نمايد امام حسين عزيمت بيت اللّه الحرام كرده بعد از وداع روضهء طيبه خير الانام عليه الصلاة و السلام شب جمعه چهارم شعبان سنهء ستين از مدينه بيرون خراميد و در ضمان عافيت و سلامت به مقصد رسيده روزى چندان مقام واجب الاحترام را محل نزول همايون گردانيد نظم مبارك منزلى كان خانه را ماهى چنين باشد * همايون كشورى كان عرصه را شاهى چنين باشد ذكر مراسله كوفيان به امام حسين عليه السّلام و شهيد شدن مسلم بن عقيل به تيغ اصحاب ظلم و ظلام چون امام عاليمقام حسين بن على عليهما السلام فضاى مكه مكرمه را بيمن مقدم شريف غيرت‌افزاى طارم فيروزه قلم ساخت اهالى بيت اللّه الحرام بقدوم همايونش مبتهج و مسرور گشته صبح و شام بملازمتش ميرسيدند و از بركت صحبت كيميا خاصيتش بحظى وافر محظوظ و بهره‌ور ميگرديدند و عبد اللّه بن الزبير نيز بروايت اصح هرروز به خدمت سده امامت مىشتافت و از ملاقات و مقالات سيد جوانان بهشت فايدهء تمام و نصيبى لاكلام مىيافت اما حقيقة ابن زبير رضى اللّه عنه بر بودن امام زمن در مكه راضى نبود زيرا كه داعيهء خروج و طلب خلافت داشت و ميدانست كه تا آنحضرت در حريم حرم باشد كسى متابعتش نخواهد نمود و لهذا يكى از اهل تاريخ مرقوم كلك بيان گردانيده كه ( و كان الحسين اثقل خلق اللّه على عبد اللّه بن الزبير لانه كان يطمع ان يبايعه اهل مكه فلما قدم الحسين اختلفوا اليه و كانوا يصلون معه و مع ذلك كان عبد اللّه بن الزبير يختلف اليه بكرة و عشيا ) و چون خبر تشريف بردن امام حسين به بيت اللّه الحرام و عدم قبول بيعت يزيد لعنة اللّه عليه مادامت الليالى و الايام بسمع كوفيان رسيد اعيان آن بلده در خانهء سليمان بن صرد الخزاعى مجتمع گشتند و بر موافقت آن حضرت و مخالفت ارباب بدعت و شقاق اتفاق نموده مكتوبى به امام حسين در قلم آوردند مضمون آنكه سليمان بن صرد و رفاعة بن شداد و مسيب بن نخبة و حبيب بن مظاهر و محمد بن كثير و ورقاء بن عازب و محمد بن اشعث و فلان و فلان تحيت و سلام عرضه ميدارند و بمراسم شكر و سپاس الهى قيام و اقدام مينمايند كه دشمن تو و دشمن پدر تو كه بمكر و خديعت زمام امور حكومت بدست آورده بود و بهترين امت را ميكشت و بدترين طوايف را زنده ميگذاشت هلاك