غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
369
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
رسولى نزد منصور فرستاده طلب منصب موروث نمود و رسول بىنيل مقصود بازگشته محمود نوبت ديگر ابو الحسن حمول را با تحف و تبركات لا تعد و لا تحصى جهة سرانجام همان مهم نامزد كرد و چون ابو الحسن ببخارا رسيد فايق و بعضى ديگر از اركان دولت او را بمنصب وزارت نويد دادند و ابو الحسن بغرور موفور در آنكار دخل كرده از اداء رسالت ياد نياورد و محمود از ملاحظهء اين امور بىتحمل گشته لشكر بنيشابور كشيد و بكتوزون از آن بلده گريخته چون اينخبر بعرض امير رسيد بعزيمت محاربت سيف الدوله از بخارا بسرخس آمد و سيف الدوله از ملازمت مردم انديشيده نيشابور را بازگذاشت و علم نهضت به طرف مرغاب برافراشت و مقارن آن حال بكتوزون و فايق از خشونت خلق امير منصور با يكديگر حكايت گفته جمعى را در مخالفتش با خود متفق ساختند و بكتوزون در بلدهء مرو فى اواسط صفر سنهء سبع و ثمانين و ثلاثمائه طوئى طرح انداخته منصور را به خانه طلبيد و بيك ناگاه آن شاهزاده ساده را گرفته ميل كشيد مدت سلطنتش يكسال و هفت ماه بود و بروايت صاحب گزيده بوزارتش ابو المظفر بن عيسى قيام مىنمود ذكر سلطنت عبد الملك بن نوح بن منصور سامانى و بيان انقراض ايام دولت آن طبقه بتقدير حضرت سبحانى چون ديدهء دولت منصور بميل بىوفائى نابينا شد فايق و بكتوزون برادرش عبد الملك را كه در صغر سن بود بپادشاهى برداشتند و محمود غزنوى از شنودن آن حركت ناشايسته با سپاهى وافر عزم انتقام نمود و فايق و بكتوزون از عزيمت سيف الدوله خبر يافته رسولان چربزبان پيش او فرستادند و اظهار اطاعت و انقياد نموده از تقصيرات گذشته مراسم اعتذار بتقديم رسانيدند و بنابر آنكه سيف الدوله غايت خديعت ايشان را ميدانست آن سخنان واهى را بسمع رضا نشنود و در سير سرعت كرده در حدود مرو نزول فرمود و فايق و بكتوزون مضطر گشته عبد الملك را از شهر بيرون آوردند و در برابر معسكر محمود فرود آمدند اما چون يقين ميدانستند كه تاب مقاتلهء سيف الدوله ندارند شفعاء انگيخته بتضرع و نياز تمام طالب مصالحه شدند و سلطان محمود ملتمس ايشانرا مبذول داشته رايت مراجعت برافراشت و جمعى از سپاه عبد الملك از عقب سيف الدوله درآمده دست بتاراج دراز كردند و اينخبر بسمع محمود رسيده عنان منعطف گردانيد و مردمى را كه بنابر حرص غالب و طمع كاذب پاى جسارت پيش نهاده بودند بقتل رسانيد و ميمنه و ميسره آراسته متوجه خصم گرديد و مخالفان نيز بقدم اضطرار با حشرى بيشمار مستعد پيكار گشتند و بعد از كشش و كوشش بسيار شئامت كفران نعمت شامل حال فايق و بكتوزون گشته محمود غزنوى ظفر يافت و عبد الملك و فايق به طرف بخارا رفته بكتوزون بنيشابور گريخت و ابو القاسم سيمجور روى بجانب قهستان نهاد و كواكب اقبال سيف الدوله بذروهء كمال رسيده بلاد خراسانرا باستقلال متصرف شده و عبد الملك و فايق حدود