غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

342

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم جزو چهارم از مجلد دوم بعد از تمهيد قواعد محامد پادشاهى كه آيت ( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ) نشان بقا و ثبات مملكت اوست جل شأنه و عظم سلطانه و عم احسانه و پس از تاكيد مبانى تسليمات دين‌پناهى كه كلمه كريمه ( إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً ) طراز كتابت رايت ظفر آيت او عليه صلوات اللّه و غفرانه نموده مىشود كه اول كسى كه در زمان خلفاء بنى عباس طرح اساس استقلال انداخته نام خليفه را از خطبه ساقط ساخت ابو الطيب طاهر بن حسين بن مصعب خزاعيست كه ذو اليمينين لقب داشت و از طاهريان پنج كس در خراسان لواء عدل و احسان برافراشت قريب پنجاه و چهار سال حكومت خراسان در آن خاندان بود و يكى از شاعران اسامى ايشان را درين دو بيت نظم نمود نظم در خراسان ز آل مصعب شاه * طاهر و طلحه بود و عبد اللّه باز طاهر دگر محمد آن * كو بيعقوب داد تخت و كلاه گفتار در بيان سلطنت طاهريان در ممالك خراسان متصديان تحقيق اخبار خلف و متكفلان تنسيق آثار سلف صحايف اوراق را به اين شرف مشرف ساخته‌اند كه چون مأمون بن هرون بعد از قتل امين در خطهء بغداد علم تسلط بر افراخت طاهر بن حسين را كه فتح دار السلام بسعى او تيسير پذيرفته بود روزىچند منظورنظر عنايت ساخت اما بالاخره نسبت به او بدمزاج گشت و در آن اوقات در روزى كه مأمون بشرب خمر اشتغال داشت طاهر بمجلس خليفه درآمد و حسين شراب‌دار باشارت خليفه كاسهء چند بطاهر داد در ان اثنا سيلاب اشك از چشم مأمون روان شد طاهر گفت يا امير المؤمنين از شرق تا غرب جهان در حيز تسخير ملازمان تو قرار گرفته آيا سبب اين گريه چيست مأمون سخنى مناسب وقت بر زبان آورد اما گريه چنان بر وى