غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
341
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
نامهء من * كه دلم را نبود آگاهى از كرمهاى حبيب اللهى آصف عادل صايب تدبير * مشترى حشمت خورشيد ضمير معدن فضل و هنر بحر شرف * ذات او در وجهانش چو صدف قبله اهل بصيرت رويش * سرمهء ديده غبار كويش طلعتش مظهر آثار جلال * طينتش مهبط انوار كمال لفظ پاكش همه پر در باشد * ابر دستش ز گهر پر باشد زان درر جمله جهان بهره برند * زان گهر اهل خرد بهرهورند هست چون تقويت دين كامش * لقب ختم رسل شد نامش يا رب اين شمع شبستان جلال * آفتاب افق فضل و كمال باد از باد حوادث مأمون * پرتو معدلتش روزافزون ظفرش همدم و اقبال قرين * خرم از مكرمتش روى زمين بعون اللّه تعالى تمام شد جزو سوم از جلد دوم