غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
338
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گفتار در ذكر نهضت هلاكو خان از جانب مغولستان با سپاه ظفراقتباس و بيان انهدام اساس خلافت خلفاء بنى عباس واقفان عجايب حالات و عارفان غرايب مقالات آوردهاند كه چون منكوقاآن بن تولى خان بن چنگيز خان در حدود قراقرم و كلوران افسر پادشاهى بر سر نهاد تايجونويان را با سپاه بىكران بضبط ممالك ايران نامزد فرمود و تايجواز جيحون عبور نموده بعد از چندگاه عرضه داشتى مبنى از شكايت مستعصم و ملاحدهء اسماعيله بپايهء سرير قاآن روان گردانيد بنابرآن منكوقاآن برادر خود هلاكو خان را با جمعى از لشكر چنگيز خان بمحافظت مملكت ايران نامزد كرد و هلاكو بتاريخ دوم ربيع الاول سنهء احدى و خمسين و ستمائه علم عزيمت برافراخت اما در سير تأنى مىنمود و در سنهء ثلث و خمسين و ستمائه در مرغزار كانگل منزل ساخت و در ذى حجه همان سال از جيحون گذشته در ذى قعده سنهء اربع و خمسين و ستمائه بساط حكومت ملاحده را درنوشت در آن اثناء خواجه نصير الدين محمد طوسى كه از غايت اشتهار احتياج بتعريف نيست از قلعهء ميمون از مجلس ناصر الدين محتشم كه حاكم قهستان بود بيرون آمد و به خدمت ايلخان شتافت و منظورنظر عنايت بيغايت شده در سلك مقربان انتظام يافت و هلاكو بنابر استصواب خواجه تسخير بغداد را پيشنهاد همت ساخته عنان بدانصوب انعطاف داد اما بآهستگى طى مسافت مىنمود و چون اين اخبار بدار السلام بغداد رسيد و داعيهء هلاكو خان نزد همگنان بتحقيق انجاميد ابن علقمى بواسطهء تعصب مذهب درصدد استيصال آل عباس آمده آغاز مكر و تزوير كرد و در خلوتى نزد مستعصم خليفه رفته بر زبان آورد كه حالا بعنايت اللّه تعالى سلاطين جهان و خواقين نافذ فرمان داغ اخلاص و عبوديت امير المؤمنين بر جبين دارند و جميع ملوك انام و تمامى حكام ايام خود را از جملهء بندگان خدام دار الخلافه مىشمارند بنابرين راى رزين و فكر دوربين چنان تقاضا مىكند كه هرسال چندين مال بمرسوم امرا و لشكريان مصروف نگردد و امير المؤمنين رخصت فرمايد تا بنده هريك از ايشان را بشغلى مشغول كنم و بعملى فرستم تا خزانهء عامره را توفيرى تمام بحصول پيوندد و مستعصم از غايت محبت بسيم و زر صلاح و فساد آن مهم را براى وزير پرمكر و تزوير بازگذاشت و بنفس خود در نهايت غفلت رايت عيش و عشرت برافراشت و ابن علقمى باندك زمانى اكثر متجنده بغداد را به اطراف ولايات فرستاده قاصدى سخندان نزد هلاكو خان ارسال فرمود و او را كيفيت دولتخواهى خويش اعلام كرده قصهء پريشانى لشكريانرا باز نمود هلاكو خان در بادى الراى آن سخنان را وقعى ننهاد و ابن علقمى بار ديگر عريضهء ارسال داشته پيغام داد كه منبعد وصول مواجب سپاهيان بغداد و مرسومات لشكريان اين بلاد چون سررشتهء حسن عهد و اخلاص من نسبت بعباسيان منقطع و نابود خواهد بود و هلاكو خان درين نوبت بتاريخ شهر رمضان سنهء خمس و خمسين و ستمائه از النك همدان دو جنبش آمده