غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
295
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
هستى حك فرمود و در اول محرم سنهء سته عشر و ثلاثمائه برحبه رفته بسيارى از مردم آنجائى را رخنه در قصر حيات انداخت و اهل قرقيسياء را امان داده جمعى از لشكريانرا بصوب جزيره روان ساخت تا موطنان آن بلدان را غارت نمودند و مقرر كردند كه اهل هرخاندانى در سالى يكدينار بخزانهء ابو طاهر رسانند و در همين سال على بن عيسى از امر وزارت استعفا جسته ابو على محمد بن على بن حسن بن مقله وزير مقتدر شد و در سنه سبع عشر و ثلاثمائه فوجى از اعاظم امراء مثل ابو الهيجاء بن همدان و بازوك و غيرهما بسبب دخل جوارى و نساء در امور مملكت با مقتدر آغاز مخالفت كرده متوجه دار الخلافه شدند و مونس كه بحسب ظاهر با ايشان موافق بود بيشتر نزد خليفه رفته او را با خواهر و مادر و اهل و عيال بسراى خود فرستاد و امراء عاصى محمد بن معتضد را بخلافت برداشته القاهر باللّه لقب دادند و مقارن آن حال بازوك بعضى از حاجبان و مقيمان آستان خلافت را از دار الخلافه عذر خواسته اين معنى بر خاطر ايشان گران آمد و مكمل و مسلح بصحن سراى قاهر شتافته بخشونتى هرچه تمامتر مرسوم طلبيدند و بازوك و ابن حمدان را كشته بسراى مونس رفتند و مقتدر را بر دوش گرفته بدار الخلافه رسانيده بتجديد بيعتش پرداختند و قاهر را محبوس ساختند و در ششم ذى حجهء مذكوره كه عبارتست از روز ترويه ابو طاهر قرمطى بيك ناگاه در مكه تاخته بنياد قتل و غارت كرد و قرب سى هزار كس از مقيمان حرم و حاجيان را كشته حجر الاسود را بركند و آنقدر ويرانى و فساد كه در متخيلة گنجد از آن ملعون در مكه سمت ظهور يافت و حجر الاسود را بديار خود برده بروايتى بموجب نوشتهء كه از والى افريقيه ابو محمد عبد اللّه بن اسماعيل به دو رسيد آن سنگ متبرك را باز فرستاد و قولى آنكه مدت بيست و دو سال قرمطيان حجر الاسود را نگاه داشتند و در سنهء تسع و ثلثين و ثلاثمائه كه المطيع للّه خليفه بود آن را بكوفه برده بر ستون مسجد جامع بستند و گفتند بفرمان برده بوديم و بفرمان بازآورديم و مسلمانان آن حجر متبرك را به مكه رسانيده بجايش استوار ساختند در تاريخ گزيده مزبور است كه در محلى كه قرامطه حجر الاسود را بديار خود مىبردند چهل شتر در زير بار آن سقط شد و چون اهل اسلام آن را به مكه مىآوردند شتريكه در زير بارش بود بغايت فربه گشت و در سنه ثمان عشر و ثلثمائه ابن مقله از وزارت مقتدر معزول شده سليمان بن حسن بجايش نشست و در سنهء تسع عشر و ثلاثمائه سليمان نيز مؤاخذ گشته ابو القاسم كلوادانى پاى بر مسند وزارت نهاد و بعد از روزىچند او نيز حكم وزراء سابق گرفته حسين بن قاسم در آن امر دخل نمود و پس از انقضاء هفت ماه حسين هم در قيد بلا افتاده بقول بعضى از مورخان ابو الفتح فضل بن جعفر بن محمد بن الفرات آن منصب را قبول فرمود و هم درين سال شيخ ابو عبد اللّه محمد بن فضل بلخى در سمرقند بشهرستان عدم رفت و در سنهء عشرين و ثلاثمائه شيخ ابو على احمد بن محمد رودبارى در مصر راه سفر آخرت پيش گرفت و هم درين سال جمعى از اهل فساد بسمع مونس خادم رسانيدند كه مقتدر قصد قتل تو دارد لاجرم بىرخصت خليفه بصوب موصل در حركت آمد و حكام موصل