غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

294

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

كرده‌ام و دوازده هزار قربانى بجاى آورده‌ام و در سنهء اربع عشر و ثلثمائه صاحب تصانيف ابو بكر احمد بن على بن الحسن بن شهريار الرازى و شيخ نيشابور محمد بن مسيب الارغيانى از جهان فانى انتقال نمودند در تصحيح المصابيح از محمد بن مسيب مرويست كه گفت نمىدانم كه منبرى از منابر اسلام باقى مانده باشد كه من جهت سماع حديث بدانجا نرفته باشم گويند كه نوبتى محمد بن مسيب بمصر ميرفت و در آستين خود صد جزو داشت كه در هريك از آن اجزاء هزار حديث نوشته بود و در سنه خمس عشر و ثلاثمائه عالم ربانى ابو بكر عبد اللّه بن ابى داود السجستانى بعالم جاودانى خراميد شيخ جزرى آورده است كه سيصد هزار كس يا زياده بر وى نماز گذاردند و هم درين سال صاحب تاريخ و مسند محمد بن عقيل الازهرى البلخى و مؤلف صحيح يعقوب بن اسحق بن ابو عوانة الاسفراينى وفات يافتند و در همين سال مقتدر خليفه احمد خصيبى را مؤاخذه كرده نوبت ديگر على بن عيسى بر مسند وزارت نشست و هم درين سال كرت ديگر ابو طاهر قرمطى بقتل و تاراج قافلهء حجاج دليرى نموده تا كوفه عنان يكران بازنكشيد و بغداديان از شنيدن آن خبر در بحر اضطراب افتاده مقتدر يوسف بن ابى الساج را كه يكى از امراء معتبر بود بحرب ابو طاهر نامزد نمود و مال بسيار بلشگريان بذل فرمود و يوسف با سى هزار مرد آراسته متوجه كوفه گشته قاصدى نزد ابو طاهر فرستاد و او را باطاعت خليفه دعوت كرد ابو طاهر از آنشخص پرسيد كه يوسف چه مقدار لشگر دارد جواب داد كه سى هزار گفت حقيقة سه كس ندارد آنگاه يكى از اصحاب خود را گفت شكم خود را پاره ساز آن شخص در ساعت بر آن موجب عمل نمود و ديگريرا گفت بر بالاى آن ديوار برآى و خود را پايين انداز و آن بدبخت نيز چنان كرد آنگاه ابو طاهر ايلچى را گفت يوسف با سپاهى كه بدين مثابه مطيع فرمان من باشد چگونه محاربه تواند كرد انشاء اللّه تعالى فردا او را با اين سك كه مىبينى در يك ريسمان خواهم بست و قاصد بازگشت آن سخنان را بيوسف بن ابى الساج گفته يوسف از مصالحه نوميد گشت و بجانب ميدان مقاتله روان شد و بعد از وقوع محاربه شكست يافته بدست قرمطيان افتاد و بعضى از لشكريان او كشته گشته بقيهء ايشان روى هزيمت ببغداد نهادند و ابو طاهر با سيصد مرد جلادت‌اثر بر فرات عبور نموده بلدهء انبار را بحيطهء تصرف درآورد و چون اين خبر ببغداد رسيد مردم بغايت بترسيدند بعد از آن ابو نصر حاجب و ابو الهيجان بن حمدان با چهل هزار سوار شجاعت‌نشان متوجه حرب قرمطيان شدند و بر ساحل نهر عقرقوف نزول كرده ابو الهيجاء بتخريب جسر امر نمود و در يازدهم ذيقعده سنهء مذكوره ابو طاهر بدانجا رسيده كرة بعد اخرى هزيمت بجانب بغداديان افتاد اما چون جسر ويران بود ابو طاهر ايشان را تعاقب نتوانست نمود و عنان مراجعت انعطاف داده بليق با شش هزار كس خود را بوى رسانيد و بين الجانبين نايرهء جنگ و شين اشتعال يافته بار ديگر كوكب طالع ابو طاهر با اختر ظفر مقارنه نمود و در آن روز از غايت شرارت نفس نقش وجود يوسف بن ابى الساج و ساير اسيرانرا از لوح