غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
29
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اندام دهد امام حسن رضى اللّه عنه گفت بازگرد كه خداى تعالى همچنان پسرى كه ميخواهى به تو داد و او از شيعهء ما خواهد بود و چون آن سياه بخانهء خود رسيد همچنانكه امام حسن رضى اللّه عنه فرموده بود مشاهده نمود و از جملهء خوارق عادات آن قبلهء اهل سعادات ديگر آنكه در سفرى كه يكى از اولاد زبير رضى اللّه عنه همراه آن حضرت بود در نخلستانى خشك فرود آمدند و جهة آن امام عاليمقام در پاى نخلهء فرشى انداختند و براى زبيرى فرشى در سايهء نخلهء ديگرى زبيرى گفت كاش برين نخله خرماى تر بودى تا بخوردمى امام حسن رضى اللّه عنه فرمود كه خرماى تر ميخواهى زبيرى گفت آرى آنگاه جناب امامت پناه دعا كرد و در زير لب كلمهء گفت كه كس ندانست فى الحال يك نخل سبز گشته و برك برآورده بخرماى تر بارور شد ساربانى كه از جملهء همراهان بود بر زبان آورد كه و اللّه اين سحر است امام حسن رضى اللّه عنه فرمود كه سحر نيست ليكن دعائيست مستجاب كه از فرزند پيغمبرى واقع شده است پس به بالاى آن درخت برآمدند و آن مقدار خرما پايان آوردند كه همه را كفايت كرد اما آنچه در باب وفور علم و كثرت حلم و مكارم اخلاق و محاسن آداب آن امام عاليجناب در كتب سلف و خلف سمت تفصيل يافته بيش از آن است كه استقصا توان نمود و زياده از آنست كه با مداد قلم و مداد تحرير توان فرمود بيت هرچند كه خامه را مجال سخن است * چندانكه دوات را سخن در دهن است در نعت حسن اگر حكايت گويند * حقا كه بنزد اهل دانش حسن است ليكن چون ذكر آن امور را مجلدى عليحده ميبايد جواد قلم بيش ازين طريق اطناب نمىپيمايد ذكر كيفيت انتقال امام حسن بجوار مغفرت كريم ذو المنن متون كتب تواريخ و اخبار چنان اخبار مينمايند كه چون معاوية بن ابى سفيان خاطر بر آن قرار داد كه ولد پليد خود يزيد را وليعهد گرداند و ميدانست كه با وجود امام حسن رضى اللّه عنه اين امر تمشيت نميپذيرد زيرا كه يكى از شروط صلح آن بود كه معاويه در وقت وفات امر خلافت را بشورى گذارد بهمگى همت متوجه هدم قصر حيات آن صدرنشين ايوان امامت گشت و مروان بن الحكم را كه طريد سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم بود بمدينه ارسال نمود و منديلى زهرآلوده مصحوب او گردانيده گفت بايد كه بهر تدبير كه توانى جعده بنت اشعث بن قيس را كه زوجهء حسن است فريب دهى تا بعد از مباشرت وجود حسن را به اين منديل پاك سازد و از قبل من از وى متقبل شو كه چون اين مهم را بتقديم رساند و حسن بعالم آخرت انتقال نمايد پنجاه هزار درم به دو دهم و او را در سلك ازدواج يزيد كشم و مروان بفرمودهء معاوية بن ابى سفيان بمدينه شتافته بانواع خديعت جعده را كه اسماء لقب داشت بر آن آورد كه بموجب مدعاء معاويه عمل نمود و زهر در اندام امام حسن عليه السّلام سرايت كرده بدار السلام نقل فرمود و در كشف الغمه از شيخ مفيد منقولستكه معاويه صد هزار درم نزد جعده فرستاد و ضامن شد كه او را بحبالهء يزيد درآورد و جعده بدان مال و