غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

279

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

نفر از ايشان را قتيل گردانيد اما بالاخره اسير و دستگير شده بنابر تكليف امراء ترك ترك خلافت گفت و همان زمان به زخم تيغ ايشان مقتول گشت و هم درين سال در شب عيد فطر ابو عبد اللّه محمد بن اسمعيل البخارى وفات يافت و هو محمد بن اسمعيل بن ابراهيم بن يزدرية بن المغيرة بن الاحنف الجعفى در تصحيح المصابيح مسطور است كه ولادت بخارى در روز سيزدهم شوال سنهء اربع و تسعين و مائه روى نمود و جد اعلى او مغيرهء مجوسى بود و بر دست يمان الجعفى كه در بخارا منصب حكومت داشت مسلمان گشت و به دو منسوب شد و محمد بن اسمعيل در ده سالگى بطلب علم اشتغال نموده در اندك‌زمانى بمزيد دانش از اكثر علما امتياز يافت و جهت سماع حديث بخراسان و عراقين و مصر و شام و حجاز شتافت از وى منقولست كه گفت صد هزار حديث صحيح و دويست هزار حديث غير صحيح ياد گرفتم و صحيح خود را در شانزده سال تصنيف كردم و ننوشتم حديثى مگر آنكه پيش از آن غسل نمودم و دو ركعت نماز گذاردم از غرائب آنكه بخارى همچنانكه بدست راست كتابت ميكرده بدست چپ نيز خط مينوشته و چنانچه مذكور شد محمد بن اسمعيل در شب عيد فطر سنهء مذكوره فوت گشت و در روز عيد فطر كه شنبه بود در خرتنك كه قريه‌ايست در دو فرسخى سمرقند مدفون شد و او را بيست و دو حديث ثلاثى است و اعداد احاديث صحيح او هفت هزار و دويست و پنج است و در سنهء سبع و خمسين و ماتين شيخ ابو الحسن سرى السقطى از عالم انتقال نمود مدت عمرش نود و هشت سال بود ذكر المعتمد على اللّه ابو العباس احمد بن المتوكل اتراك بىباك پس از آنكه مهتديرا دفين مطمورهء خاك ساختند و دست بيعت باحمد بن متوكل داده او را المعتمد على اللّه لقب نهادند و چون معتمد بر مسند ايالت متمكن گشت كرت ديگر بغداد را دار الخلافه گردانيده از سامره بازپرداخت و جميع مهمات ملك و مال را براى برادر خود موفق مفوض ساخت و در ايام حكومت معتمد رواج و رونقى در امور مملكت پيدا شد و تركان بدستور پيشتر مجال استيلا نيافتند و او خليفه‌اى بود بعيش و عشرت معشوق و بوقوف در علم موسيقى موصوف اكثر اوقات با اهل سازوآواز صحبت داشتى و همواره همت بر ترتيب اصناف خمور و مسكرات گماشتى و او را از منصب خلافت جز نامى نبود و كليات و جزئيات مهمات را برادرش موفق سرانجام مىنمود خروج يعقوب بن ليث صفار در ديار خراسان و سجستان در زمان دولت او بوقوع انجاميد و كشته شدن صاحب الزنج در اوان ايالت او واقع گرديد و در ماه رجب سنهء تسع و سبعين و ماتين علت خناق بر معتمد استيلا يافت و در همان ماه به همان مرض بعالم عقبى شتافت زمان حياتش بروايت اكثر پنجاه سال و شش ماه بود و اوقات حكومتش بيست و سه سال و عبد اللّه بن يحيى بن خاقان و حسن بن مخلد و سليمان بن وهب و صاعد بن مخلد در ايام خلافت معتمد بنوبت متصدى امر وزارت بودند و كما ينبغى باستمالت سپاهى و رعيت قيام و اقدام مىنمودند