غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

274

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر المستعين بالله ابو العباس احمد بن معتصم بن رشيد و بيان مجملى از وقايع كه در ايام حكومت او بظهور رسيد بعد از فوت منتصر بسعى اتراك امراء و اعيان با مستعين بيعت كرده او را بر مسند خلافت نشاندند و در آن روز بعضى از اهل بازار بهوادارى اولاد متوكل آغاز غوغا كرده بوقاء كبير به آبيارى تيغ تيز غبار آن فتنه را تسكين داد و هم در سال اول از حكومت مستعين بوقاء وفات يافته پسرش موسى مقرب خليفه شد و در همين سال رفاعى قاضى ابو هشام محمد بن يزيد الكوفى كه يكى از علماء معتبر بود بعالم ديگر انتقال نمود و در سنهء تسع و اربعين و مأتين ابو على الحسن بن الصباح السرار كه در سلك فضلاء كبار انتظام داشت و عبد الرحمن بن حميد الكشى كه در علم تفسير و حديث تصانيف بر صحائف روزگار نگاشت وفات يافتند و در سنهء خمسين و ماتين حارث بن مسكين كه قاضى مصر بود و جاحظ كه موسوم است بعمرو بن بحر و در علوم تصانيف دارد فوت شدند و در همين سال وفات فضل بن مروان كه چند سال وزارت معتصم كرده بود روى نمود و ايضا درين سال ابو ابراهيم اسحق بن ابراهيم الفارابى كه خال اسمعيل جوهريست و ديوان الادب تصنيف اوست فوت شد و هم درين سال يحيى بن عمرو بن يحيى بن حسين بن زيد العلوى رضى اللّه تعالى عنهم بواسطهء كمال افلاس در كوفه مردم را ببيعت خود دعوت نمود و چون جمعى شرط مبايعت بجاى آوردند خروج كرده آن جناب را با امراء عباسيان چندنوبت محاربه اتفاق افتاده آخر الامر مغلوب گشته شهادتش بسعى محمد بن عبد اللّه بن طاهر دست داد و در همين سال حسن بن الزيد الباقرى كه الداعى الى الحق لقب داشت در طبرستان خروج كرده آن مملكت را در حيطهء ضبط آورد و زمان دولت او نوزده سال امتداد يافته چون درگذشت برادرش محمد قائم‌مقام شد و هژده سال پادشاهى نمود و بالاخره بر دست محمد بن هارون كه از امراء عباسيان بود شهيد گشت و در سنهء احدى و خمسين و مأتين بجهة قتل باغر بعضى از اتراك بىباك لوح دل از محبت مستعين پاك ساخته در مخالفت اصرار نمودند و مستعين از سامره به بغداد گريخته معتز را بخلافت برداشتند و باتفاق موفق او به ظاهر بغداد شتافته مستعين را محاصره كرد و در سنهء اثنى و خمسين قدوة المحدثين ابو هاشم زياد بن ايوب الطوسى كه ملقب بشغبه صغير بود و ابو بكر محمد بن بشار البصرى كه او را بندار ميگفتند از عالم ناپايدار انتقال نمودند و هم درين سال مستعين بنابر تكليف بوقاء صغير و وصيف خود را از خلافت خلع كرد و به حكم معتز كشته گشته روى بجهان جاودانى آورد و اوقات حياتش سى و پنج سال بود و زمان ايالتش سه سال و نه ماه و در زمان جهانبانى او احمد بن صالح بن شيرزاد پاى بر مسند وزارت نهاد