غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
271
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
كه او نيز محدثى است مشهور از عالم پرغرور نقل كردند و در سنهء خمس و اربعين و مأتين شيخ ذو النون مصرى رحمة اللّه عليه وفات يافت و هو ابو الفيض ثوبان بن ابراهيم و ابراهيم از بلاد نوبه بود و در سلك موالى قريش انتظام داشت و در نفحات مسطور است كه چون جنازهء ذو النون را برداشتند گروهى مرغان بر زبر جنازهء وى پر در پر بافتند چنانچه همه خلق را بسايهء اجنحهء خود بپوشيدند و در همين سال شيخ ابو تراب على بن حصين نخشبى رحمه اللّه در باديهء بصره ببيابان عدم شتافت و از نفحات چنان مستفاد ميگردد كه نام ابو تراب عسكر بوده نه على و العلم عند اللّه تعالى و هم درين سال ابو الحسن احمد بن يحيى بن اسحق الراوندى فوت شد و در تاريخ گزيده مسطور است كه عدد مؤلفات راوندى به صد و هشتاد و چهار كتاب رسيد و در سنه سبع و اربعين و مأتين ابراهيم بن سعيد الجوهرى البغدادى صاحب مسند بجهان مؤبد انتقال نمود و هو الغفور الودود ذكر بعضى از غرايب روزگار و شمهء از عجايب عالم ناپايدار ابن جوزى در تلقيح از محمد بن حبيب هاشمى نقل نموده كه در ايام دولت متوكل سيزده قريه از قرى قيروان به زمين فرورفت چنانچه از ساكنان آن قرى زياده از چهل و دو كس نجات نيافتند و در سنهء اثنين و اربعين و مأتين در دامغان زلزلهء واقع شد كه نصف عمارت آن بلده ويران گشت و ثلث ابنيهء بسطام نيز بزلزله افتاد و در رى و جرجان و نيشابور و اصفهان نيز اين حادثه دست داد و در يكى از قرى قومس نيز زمين در جنبش آمده مردم ازديه بيرون رفتند و از جانب آسمان آوازى شنيدند كه اللّه اجل و اعوذ بالرحمة لعباده و همچنين در ولايت يمن از شدت زلزله مزرعه كه در جبلى بود منتقل گشته بموضعى ديگر افتاد و از جملهء عجايب ديگرى آنكه ابن ابى الوضاح روايت نموده است كه در بعضى از قلم رو متوكل طايرى بزرگتر از غراب بر درختى نشسته فرياد برآورد كه ايها الناس اتقوا اللّه اللّه اللّه و چهل نوبت اين كلمه را تكرار كرده برپريد و روز ديگر بازآمده چهل كرة ديگر همان سخن گفت و منهى محضرى مشتمل بر شهادت پانصد كس درين باب قلمى كرده بدار الخلافه ارسال داشت ديگر آنكه از ابن ابى الجلاء مرويست كه در ايام حكومت متوكل در بعضى از قرى اهواز و خوزستان شخصى وفات يافته چون جنازهء او را برگرفتند مرغى بر آن نشست و به زبان خوزى گفت كه ايزد تعالى اين ميت را و هركه بجنازهء او حاضر گشته همه را بيامرزيد و العلم عند اللّه الحميد المجيد ذكر بعضى از افعال ناهموار متوكل و كيفيت كشته شدن او به زخم تيغ جانگسل افاضل خجستهشمايل بانامل وافر فضايل مثبت گردانيدهاند كه متوكل در محفل بزم با مصاحبان و نديمان ظرافتهاى ناخوش كردى و گاه فرمودى كه شيريرا در مجلس