غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
262
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و مرا طلبيده بعد از تحقيق آن قضيه غريبه هفت هزار دينار انعام فرمود و گفت ازين مبلغ هزار دينار بوالده فرزندان خود تسليم نماى و شش هزار دينار را هرسه دوست على السويه تقسيم كنيد و در همين سال ابو على يحيى بن زياد الفراء النحوى الكوفى كه از جمله اجله اصحاب كسائى بود از عالم انتقال نمود و او تصانيف بسيار دارد و كتاب الحدود و كتاب اللغات و كتاب المعانى و كتاب المصادر فى القرآن و كتاب الوقف فى الابتدا و كتاب النوادر از آن جمله است مدت عمرش هفتاد و هشت سال بود در سنهء ثمان و ماتين بهار حيات فضل بن الربيع بخزان ممات تبديل يافت و هم درين سال ابو عبيده معمر بن المثنى كه در تفصيل وقايع ايام جاهليت و حوادثى كه در ميان قبايل اعراب وقوع يافته تصنيفى دارد بعالم آخرت شتافت و در سنهء تسع و ماتين بروايتى كه در نفحات مسطور است « 1 » شيخ ممشاد دينورى كه از اكابر مشايخ عراق بود از عالم انتقال نمود و هم درين سال نصر بن شبيب از عبد اللّه بن طاهر امان طلبيده نزد او رفت و عبد اللّه او را پيش مامون فرستاده خليفه رقم عفو بر جريدهء جريمهء نصر كشيد و هم درين سال مامون پوراندخت بنت حسن بن سهل را در فم الصلح كه در آنوقت مسكن حسن بود بحبالهء نكاح درآورد و حسن در حسن جشن و احسان و انعام خاص و عام بمرتبهء مبالغه نمود كه مزيدى بر آن ممكن و متصور نبود و از جمله تكلفات يكى آنكه حسن فرمود كه بنادق مشك مشتمل بر كاغذپارها كه در آنها اسامى ضياع و نامهاى جوارى و اوصاف دواب نوشته بودند بر بنى هاشم و امراء اعاظم نثار كردند و هربندقى بحسب طالع بدست هركس افتاد رجوع به وكيل حسن نموده آنچه در آن رقعه مثبت بود بستاند و برين قياس بر ساير مردم نافهاى مشك ازفر و بيضهاى عنبر پاشيد و در شب زفاف هزار دردانه هريك مانند بيضهء عصفورى در خوانى زرين نهاده بحجله بردند و بر سر پوراندخت ريختند و حال آنكه در آنزمان در زير پاى مامون و پوران فرشى بود زربفت و چون در بر زبر آن فرش منتشر گشت مامون گفت قاتل اللّه ابو نواس كه گوئيا در صفت اين مجلس گفته كه ( حصباء در على ارض من الذهب ) و تا مامون در فم الصلح بود حسن تمامى ما يحتاج لشكر او را از طعام طبقات انسان و عليق چهارپايان مرتب گردانيد چنان كه هيچكس در آن ايام بهيچچيز از جنس ضروريات محتاج نگرديد و مامون خراج يكسالهء ولايت فارس و اهواز را نقد كرده بحسن بخشيد و شعراء عرب در باب اين جشن و تهنيت مامون و استحسان حسن اشعار غرا در سلك نظم كشيدند و بخلع و صلات كرامند محظوظ و بهرهور گرديدند و در سنهء عشر و ماتين بابك
--> ( 1 ) بر مطالعهكنندگان اين اوراق واضح باد كه اين ذره احقر در نفحات فوت ممشاد عليه الرحمه را در سنهء تسع و تسعين و ماتين مرقوم ديده و اللّه تعالى اعلم و احكم حرره محمد تقى الشوشترى