غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

26

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بود پس من از براى قطع فتنه و صلاح امت اين مهم را بوى باز گذاشتم و ترك محاربه گفته ريختن خون اهل اسلام را روا نداشتم و هرآينه شما ملامت ميكنيد مرا كه اين امر را به غير اهل آن دادم و اين حق را در غير موضعش نهادم اما قصد من اصلاح امت بود ( و ان ادرى لعله فتنة لكم و متاع الى حين ) چون سخن بدينجا رسيد معاويه بيطاقت شده گفت بس است اى ابو محمد فرود آى و بروايتى كه در كشف الغمه مرقوم گشته در آخر خطبهء مذكوره مسطور است كه ( قد بايعته و رأيت ان حق الدماء خير من سفكها و لم ارد بذلك الاصلاحكم و بقائكم و ان ادرى لعله فتنة لكم و متاع الى حين ) و از اين عبارت چنان مستفاد ميگردد كه امام حسن با معاويه بيعت نموده بود و از اكثر كتب اهل سنت نيز اين معنى فهم مىشود اما باتفاق علماء اماميه امام حسن عليه السّلام دست بيعت بمعاويه نداد و العلم عند اللّه الملهم الرشاد و كمال طلاقت لسان و فصاحت بيان ازين خطبهء امام حسن عليه التحية و الغفران نزد حاضران بوضوح پيوسته عمرو عاص خجل گشت و معاويه را از آن التماس ندامت روى نمود و كينهء عمرو در دل گرفت آنگاه امام حسن رضى اللّه عنه بجانب مدينه تشريف برد و معاويه به طرف دمشق مراجعت كرد و ازين مصالحه سر حديث الخلافة بعدى ثلثون سنة بر همگنان ظهور نمود زيرا كه از زمان فوت رسول ( ص ) تا وقوع صلح مذكور سى سال گذشته بود ذكر شمه‌اى از مناقب و فضايل امام ابى محمد الحسن و ايراد بعضى از اخبار داله بر علو شأن آن مقتداى مؤتمن در نسخ معتبر بروايت علماء دانشور معين گشته و مقرر كه امام حسن رضى اللّه عنه از فرق سر تا سينه شبيه حضرت خير البشر بوده و حسين رضى اللّه تعالى عنه از سينه تا قدم و از انس بن مالك رضى اللّه عنهما بثبوت پيوسته كه گفت از حسن بن على عليهما السلام نبود احدى شبيه‌تر برسول اللّه ( ص ) و ايضا اين حديث به صحت اقتران دارد كه روزى رسول ( ص ) بمنبر برآمد و حسن را بر پهلوى خويش نشاند و گاهى بسوى اهل مجلس نظر ميفرمود و گاهى بجانب وى و ميگفت كه اين پسر من سيد است و زود باشد كه ايزد تعالى اصلاح كند بواسطهء وى ميان دو گروه از مسلمانان و در كشف الغمه از ابن عباس رضى اللّه عنه منقولست كه گفت ما نزد رسول ( ص ) بوديم كه فاطمه رضى اللّه عنها درآمد و ميگريست آنحضرت گفت چه‌چيز در گريه آورده است ترا جواب داد كه حسن و حسين از حجره بيرون رفته‌اند و على اينجا نيست و من نميدانم كه فرزندان من كجايند رسول فرمود كه گريه مكن اى فاطمه كه خدائى كه ايشانرا آفريده مهربان ايشانست آنگاه روى بقبلهء دعا آورد و بر زبان الهام بيان راند كه خدايا اگر در صحرااند ايشانرا نگاهدار و اگر در دريااند سالم بكنار آر و همان لحظه جبرئيل نازل شده گفت يا احمد هيچ غم بخاطر شريف راه مده كه ايشان فاضلانند در دنيا و بزرگانند در عقبى و پدر ايشان بهتر است از ايشان و ايشان حالا در حظيره بنى نجار در خواب‌اند و ايزد تعالى دو فرشته بر ايشان موكل ساخته تا نگاهبانى ايشان ميكنند ابن عباس رضى اللّه عنهما گويد كه بعد از آن رسول صلى اللّه عليه