غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

246

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و همان خاك و همان ذراعست كه در خواب به من نموده بودند و اضطرابش از پيشتر بيشتر گشته بعد از سه روز در جمادى الاول سنهء ثلث و تسعين و مائه وفات يافت و او را در موضعى كه حالا روضهء طيبهء على بن موسى الرضا سلام اللّه عليهما در آن مقام است به خاك سپردند و تفصيل ازواج و اولاد هارون الرشيد بربن موجب است كه نوشته مىشود بزرگ‌ترين خواتين او زبيده بود بنت جعفر بن منصور دوانيقى و محمد امين كه ولايت‌عهد تعلق بوى ميداشت از آن ضعيفه بوجود آمد و منكوحهء ديگر هارون امة العزيز نام داشت و ازو پسرى تولد كرده موسوم بعلى گشت و ام محمد بنت صالح المسكين و عباسه بنت سليمان بن منصور و عزيزه بنت طريف و عثمانيه كه نسبش بعثمان بن عفان رضى اللّه عنه مىپيوست ايضا از جملهء ازواج هارون بودند و هارون الرشيد را از امهات اولاد يازده پسر ديگر و چهارده دختر تولد نمودند اسامى پسران اينست عبد اللّه مامون قاسم مؤتمن محمد المعتصم صالح محمد ابو يعقوب ابو الياس ابو سليمان ابو على ابو محمد ابو احمد و اسامى دختران اين است سكينه ام حبيبه اروى ام الحسن ام محمد فاطمه ام سلمه خديجه ام القاسم ايله ام جعفر ام على عاليه ربطه ذكر خلافت محمد بن هارون تولد محمد كه ملقب بامين و مكنى بابو عبد اللّه بود از زبيده بنت جعفر بن منصور در شوال سال صد و هفتاد روى نمود و چون مدت پنج سال از عمرش درگذشت فى اواخر سنهء خمس و سبعين و مائه بمنصب ولايت‌عهد سرافراز گشت و در اواسط جمادى الاخرى سنهء ثلث و تسعين و مائه كه خبر فوت رشيد ببغداد رسيد خواص و عوام دار السلام بتجديد بيعت امين پرداختند و او بر مسند خلافت نشسته بعيش و طرب و لهو و لعب مشغول شد و اصلا پرواى ضبط ملك و مال نكرد بنابرآن باندك زمانى ميان او و مامون مهم بمخالفت سرايت نموده زمان جهانبانى امين بسر آمد و در اواخر محرم الحرام سنهء ثمان و تسعين و مائه بدست طاهر ذو اليمينين كه از قبل مامون بمحاصرهء بغداد اشتغال داشت افتاده رخت هستى بباد فنا داد زمان حكومتش چهار سال و هشت ماه بود و اوقات حياتش بيست و هفت سال و كسرى بوزارتش وزير پدرش فضل بن ربيع قيام مينمود و غير از امين مادر هيچ‌يك از خلفاء عباسيه از بنى عباس نبود گفتار در بيان مخالفت و منازعت امين و مامون و ذكر كشته شدن على بن عيسى بتقدير قادر بيچون باتفاق نقلهء اخبار در زمان وفات هارون الرشيد مامون در بلدهء فاخرهء مرو بود و چون خبر فوت پدر خود استماع كرد خطبه خوانده مردم را بتجديد بيعت برادر ترغيب نمود لاجرم اعيان خراسان بقدم متابعت پيش آمدند و نوبت ديگر بمبايعت امين اقدام