غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

210

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ابو مسلم بملازمت خليفه مبادرت نمود و منصور جرايمش را برشمردن گرفت و هرچند صاحب الدوله بمراسم اعتذار اشتغال فرمود ابو جعفر عذر او را نپذيرفت بلكه نايرهء غضبش بيشتر از پيشتر اشتعال يافته دست بر دست زد و آن چهار سرهنگ قصد قتل ابو مسلم كرده ابو مسلم گفت يا امير المؤمنين مرا از براى دفع دشمنان خود نگاهدار منصور گفت من دشمنى از تو قوىتر ندارم آنگاه آن چهار كس بضربات متعاقبه مهم ابو مسلم را باتمام رسانيدند و جسدش را در گليمى پيچيده در گوشهء خانه گذاشتند و هركس از اركان دولت كه ببارگاه خلافت درمىآمد منصور كالبد ابو مسلم را بوى مينمود گويند كه اكثر اقرباء و امراء از قتل ابو مسلم خرم و مسرور شدند زيرا كه از مهابت و بيم او شب بفراغت بر بستر استراحت نمىغنودند و روز در زير جامه كفن پوشيده سير مينمودند ذكر مخالفت و مقاتلهء سنباد آتش‌پرست و بيان بعضى ديگر از حالات كه در ايام دولت ابو جعفر بوقوع پيوست سنباد مجوسى نيشابورى الاصل بود و با وجود عداوت دينى با ابو مسلم محبت ميورزيد و ابو مسلم نيز ملتفت بحالش ميگرديد و چون خبر قتل ابو مسلم در ولايت رى بمتعلقانش رسيد سنباد جمعى كثير از مومن و ملحد را بمزخرفات مالا يعنى فريفته با خود متفق ساخت و با ابو عبيد اللّه نامى كه در آن اوان از قبل ابو جعفر حاكم رى بود محاربه نموده غالب آمد و بسيارى از عيال و اطفال مسلمانانرا اسير كرده قرب صد هزار كس برو جمع گشتند و ابو جعفر بعد از استماع اين خبر جمهور بن مرار عجلى را با سپاه بلاانتها بجنگ سنباد فرستاد و سنباد از رى باستقبال جمهور شتافته در بيابانى بوى رسيد و آتش قتال التهاب يافته باد فتح و نصرت بر علم اسلام وزيد و سنباد مجوسى پناه با صبهبد ملك طبرستان برده اسپهبد آن گبر پركبر را با جمهور مخصوصانش بقتل رسانيد و رؤس ايشانرا نزد ابو جعفر منصور فرستاد و در تاريخ حافظابرو مسطور است كه چون آتش فتنهء سنباد مجوسى انطفا پذيرفت و اموال غيرمحصور از خزاين ابو مسلم و جهات سنباد بدست افتاد ابو جعفر جهة طلب آن غنايم كس پيش جمهور فرستاد و اين معنى بر خاطر جمهور و اتباع او گران آمده با ابو جعفر بنياد مخالفت كردند و پرتو شعور منصور برين واقعه افتاده در شهور سنهء ثمان و ثلثين و مائه محمد بن اشعث را بدفع جمهور نامزد كرد و محمد بجانب رى شتافته جمهور به طرف اصفهان گريخت و آن بلده را در تصرف آورده محمد فوجى از سپاه را بدان صوب ارسالداشت و جمهور از آنجا نيز فرار نموده در حدود آذربيجان بعضى از لشكريانش كه از مشقت ستيز و گريز بتنگ آمده بودند پيكر او را بتيغ تيز ريزريز كردند و درين سال قسطنطين رومى با صد هزار مرد جلادت آئين متوجه بلاد مسلمين گشته بدابق رسيده صالح بن على بن عبد اللّه بن عباس با سپاه بىقياس بمقاتلهء او قيام نموده قسطنطين منهزم گرديد و در سنهء تسع و ثلثين و مائه عبد الرحمن بن