غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
211
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
هشام بن عبد الملك بن مروان به طرف مغرب گريخته بر چند شهر از آن مملكت استيلا يافت و قرب دويست سال حكومت آن ديار در خاندانش بماند و در سنهء اربعين و مائه بمدينه هاشميه رونده رفته بر ابو جعفر منصور خروج كرد و اينطايفه منسوب بعبد اللّه رونديه بودند و بمذهب تناسخ عمل مينمودند و عبد اللّه در خراسان داخل داعيان عباسيان بود و بنابر مخالفتى كه ميان او و ابو مسلم دست داد با جمعى كثير از اتباع بقتل رسيد و بقيه شيعهء او پوشيده و پنهان روزگار ميگذرانيدند تا درين اوقات كه خاطر ايشان از جانب ابو مسلم جمع شد در مدينه هاشميه ظاهر گشتند و فوجى از آن طبقه طواف قصر منصور نموده او را بالوهيت مىستودند و منصور بر عقيدهء فاسدهء رونديه اطلاع پيدا كرده صد كس از رؤساى ايشان را بزندان فرستاد و بقيهء آن گمراهان بىتحمل شده باهم گفتند كه اگر منصور سر بخدائى ما فرود نمىآرد ما او را بكشيم و ديگرى را بالوهيت برگيريم آنگاه تابوتى خالى برداشته و جمعى كثير سر در پى تابوت نهاده چون بدر زندان رسيدند آن را بر زمين افكندند و عظماء خود را از بند نجات داده بعزيمت قتل ابو جعفر روى بدار الاماره آوردند و منصور از كيفيت حادثه آگاهى يافته با معدودى چند از قصر بيرون آمد و بنابر آنكه اسب حاضر نبود بر استر سوار شده متوجه رونديه گشت در اين اثنا معن بن زايده كه در شجاعت و سخاوت نظير نداشت و در حين محاصرهء واسط از منصور گريخته بود از منزل اختفا ظهور نمود و بيك حمله سلك جمعيت اهل ضلالت را متفرق گردانيده مقارن آن حال ديگر خدام بارگاه سلطنت بمدد رسيدند و اكثر آن طايفه را بقتل رسانيدند آنگاه معن منظور نظر مرحمت منصور گشته حكومت يمن به او تعلق گرفت و درين سال ابو حازم سلمة بن دينار الفارسى الاعرج كه از جملهء علماء و زهاد مدينه بود و بوعظ و نصيحت مردم اشتغال مينمود از عالم انتقال فرمود و همدرين سال عمر بن قيس الكندى السكونى كه بروايت امام يافعى هفتاد كس از صحابه را ديده بود و به صد سالگى رسيده فوت شد و در سنهء احدى و اربعين و مائه موسى بن كعب التيمى المروزى كه در سلك نقباء آل عباس انتظام داشت لواء توجه بعالم آخرت برافراشت و در سنهء اثنى و اربعين و مائه محمد بن اسمعيل الكوفى كه از انس بن مالك روايت داشت فوت شد در تاريخ امام يافعى مسطور است كه محمد بن اسمعيل را چهار پسر بيكشكم متولد شدند و هرچهار عمر يافتند و در سنهء ثلث و اربعين و مائه بروايتى كه امام يافعى تصحيح نموده ابو عبيده حميد الطويل كه در بصره داخل ثقات تابعين بود وقتى كه در نماز ايستاده بود بيك ناگاه افتاده رخت بقا بباد فنا داد و در ذى القعده اين سال ابو المعتمر سليمان بن طرخان التيمى كه در سلك علماء و زهاد بصره انتظام داشت داعى حق را لبيك اجابت گفت از معتمر بن سليمان مرويست كه فرمود پدرم چهل سال روزى به روزه ميگذرانيد و روزى افطار ميكرد و نماز بامداد را بوضوء نماز خفتن ميگذارد