غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

202

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

پسرش عبد اللّه و عبيد اللّه نام بحبشه گريختند و عبيد اللّه آنجا بقتل رسيده عبد اللّه نجات يافت و مردم صالح عباسى زنان و دختران مروان را اسير گرفته صالح آنجماعت را بخراسان ارسال داشت و بعد ازين واقعه اعيان بنى عباس در بلاد اسلام بتمهيد اساس حكومت پرداخته انهدام مبانى حيات بنى اميه را پيش‌نهاد همت ساختند از آن جمله عبد اللّه بن على در دمشق در يك مجلس فرمود تا اعضاء هفتاد نفر از آن قوم را بضرب چوب درهم شكستند و گليمها بر زبر آن خون‌گرفتگان گسترده بر آن بالا نشست و شيلان كشيد و ايضا عبد اللّه فرمود كه قبور تمامى ملوك بنى اميه را سواى قبر عمر بن عبد العزيز رحمه اللّه بشكافتند و در گور معاويه مقدارى خاك يافتند و در گور يزيد قدرى خاكستر ديدند و كاسهء سر عبد الملك بن مروان به نظر بينندگان درآمد و چون اعضاء هشام بن عبد الملك هنوز از هم نريخته بود او را از قبر بيرون كشيده تازيانهء بسيارى زدند پس بر دار كردند و بالاخره آن جثهء خبيثه را بسوختند و در بصره سليمان بن على بن عبد اللّه بن عباس فرمان داد تا عظماء بنى اميه را گردن زده اجسام ايشان را در ميان راه انداختند تا كلاب آن ديار دهان به گوشت و پوست ايشان ملوث ساختند و برين قياس يحيى بن على بن عبد اللّه بن عباس در موصل بسيارى از محبان مروان را بزندان خاموشان فرستاد و محمد بن عبد الملك بن مروان و عمر بن يزيد بن عبد الملك و عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك و ابو عبيدة بن سليمان بن عبد الملك از جملهء مردمى بودند كه در آن وقايع بقتل رسيدند و هركس از بنى اميه كه در اين واقعه كشته نشد ما دام الحيوة در زواياى ناكامى و اختفا بسر برد مگر عبد الرحمن بن معاويه بن هشام بن عبد الملك كه بجانب اندلس گريخته بروايت حمد اللّه مستوفى در سنهء تسع و ثلثين و مائه بر بعضى از حدود آن ولايت استيلا يافت و قريب سيصد سال سلطنت در خاندانش بماند بر ضمير منير مطالعه‌كنندگان اين اوراق پريشان پوشيده و پنهان نماند كه در باب محاربات مروانيان با عباسيان و كيفيت فرار مروان حمار و كشته شدن او در ميان ارباب اخبار اختلاف بسيار است و چون ايراد مجموع روايات شيوهء جامع اين حكايات نيست بر تحرير يك روايت كه به صحت اقرب بود اختصار نمود و عنان بيان بصوب جزو سيم از مجلد ثانى كه مبنى است از وقايع زمان ايالت عباسيان انعطاف داد نظم پرتو توفيق چو بر خامه تافت * جزو دوم صورت اتمام يافت گشت دلم راغب آن كز هنر * بازگشايد در گنج گهر جزو دگر را ز گهر پر كند * زيور گوش خرد از در كند تا شود اين تازه رقم نامياب * از نظر سرور عاليجناب آصف جم قدر سليمان حشم * مرجع اشراف كبار امم جامع اوصاف