غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
203
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
حبيب اللهى * لطف و كرم گشته به او منتهى گلشن جان خرم از احسان اوست * بلبل دل ريزهخور خوان اوست مظهر الطاف الهى دلش * زاب كرم گشته سرشته گلش شرح كمالش چو بود بىكران * آمده عاجز ز بيانش بيان كلك سخنگوى بلاغت نثار * به ز دعايش نكند هيچ كار تا سخن از خامه پذيرد سواد * تا مدد خامه نمايد مداد باد مباهى بدعايش قلم * مفتخر از مدح و ثنايش قلم تا بابد نامهء اهل هنر * باد ز نام و لقبش نامور باتمام رسيد جزو دوم از جلد دوم حبيب السير