غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
178
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بيكبار نماز گذارده گفتند امروز افقه مردم و اشعر انام از عالم رفتند و بروايتى كه امام يافعى تصحيح نموده در همين سال ابو رجاء العطاردى در بصره وفات يافت و او را صد و بيست و هشت سال عمر بود و همدرين سال عبيد اللّه و عبد اللّه پسران عبد اللّه بن عمر و ابان بن عثمان بن عفان رضى اللّه عنه فوت شدند ذكر ولايتعهد هشام و مردن يزيد بدنام در روضة الصفا مسطور است كه در آن ايام كه يزيد بن عبد الملك برادرو برادرزادهء خود مسلمة بن عبد الملك و عباس بن وليد را بجنگ آل مهلب ميفرستاد عباس با وى گفت كه مردم عراق بغدر و مكر اتصاف دارند اگر در اثناء كارزار آوازه دراندازند كه امير المؤمنين وفات يافت و ما نميدانيم كه وليعهد كيست يمكن كه فتنهاى حادث گردد كه تدارك نپذيرد و غرض عباس از عرض اين سخن آن بود كه ولايتعهد ببرادرش عبد العزيز بن وليد تعلق گيرد اما يزيد بسعى مسلمه برادر خود هشام را ولىعهد ساخت و بساط عيش و عشرت مبسوط گردانيده و در سنهء خمس و مائه به مرض سل وفات يافت و روايتى آنكه يزيد در اواخر حيات بولايت اردن با جاريهء حنانه كه محبوبهء او بود در بستانى صحبت ميداشت و يزيد دانهاى انگور بجانب حنانه افكنده او بدندان ميگرفت ناگاه دانهء در حلق جاريه جسته بسيار بسرفيد و درگذشت و يزيد پليد يكهفته آن ميته را نگاهداشته چند كرت با وى مباشرت كرده آخر الامر بنابر ملامت يكى از مقربان حنانه را دفن نموده متاسف و اندوهناك از مقبره بازگشت و مدت هفت روز با كسى سخن نكرد و در همان چند روز روى بعالم عقبى آورد ذكر هشام بن عبد الملك چون هشام تولد نمود عبد الملك او را موسوم بمنصور گردانيد اما مادرش آن پسر را بنام پدر خويش هشام ميخواند و بالاخره عبد الملك متابعت منكوحه نموده به اين اسم راضى شد و كنيت هشام ابو الوليد بود و بقول صاحب گزيده هشام المنصور باللّه لقب داشت و بروايتى در سن چهل و سه سالگى بر مسند كامرانى نشست و نوزده سال و نه ماه پادشاه بود و فتح قيساريه و اسلام اهل سمرقند و امارت نصر بن سيار در خراسان و لشگر كشيدن ملك خزر بجانب آذربيجان و شهادت زيد بن على بن الحسين رضوان اللّه عليهم در ايام حكومت هشام بوقوع پيوست و او بغايت ممسك بود و بجمع كردن اسب اظهار شعف مينمود چنانچه چهار هزار اسب در طويلهاش جو ميخوردند و هشام در سنهء خمس و عشرين و مائه به مرض خناق درگذشت مدت حياتش بدين روايت شصت و دو سال و چند ماه باشد و بعضى از مورخان پنجاه و پنج سال و برخى پنجاه و چهار سال گفتهاند صاحب بناكتى گويد كه غلام سعيد بن عبد الملك عالم نام بوزارت هشام قيام مينمود