غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

172

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مهلب را از امارت خراسان معزول ساخته جراح بن عبد اللّه را بجايش فرستاد و چون يزيد بجانب شام طى مسافت نموده بنهر معقل رسيد والى مصر باشارت عمر او را مقيد گردانيده بدمشق روان ساخت و عمر يزيد را بمالى كه از جرجان و طبرستان گرفته بود و برطبق دلخواه خود صرف نموده مؤاخذه نمود و فرمود كه آن اموال حق مسلمانان است من نتوانم كه آن را نستانم و يزيد از اداء آن عاجز گشته در زندان حلب محبوس شد و در زمانى كه مرض بر ذات عمر استيلاء داشت بنابرآنكه از يزيد بن عبد الملك خائف بود بگريخت و در سنهء مائه هجرى عمر خطبا را از طعن و سب امير المؤمنين عليه السّلام و اهل‌بيت سيد المرسلين صلى اللّه عليه و سلم منع نمود و فرمود كه درعوض آنسخنان مستنكر اين آية را بخوانند كه ( رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ) و درين سال آغاز دعوت و بيعت بنى عباس واقع شد و باعث اين امر آن بود كه ابو هاشم عبد اللّه بن محمد بن حنفيه را رضى اللّه عنه كه از كبار فضلاء علويه بود سليمان ابن عبد الملك در شير زهر داد و ابو هاشم احساس اين مكيدة نموده بسراة رفت و با محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس ملاقات فرموده گفت نزد اهل‌بيت بتحقيق پيوسته كه سلطنت از بنى اميه به اولاد تو انتقال خواهد يافت بايد كه بامر دعوت اشتغال نمائى و ابو هاشم هم در آن ايام وفات يافته شيعهء او با محمد بيعت كردند و طلب خلافت در ضمير محمد راسخ شده در سنهء مذكوره داعيان بخراسان و ديگر اطراف جهان فرستاد تا خلايق را به بيعت آل عباس دعوت نمايند از آن جمله ابو عكرمهء سراج را با دو شخص ديگر بخراسان ارسال داشت و ميسره را بعراق و ابو عكرمه كه او را ابو محمد الصادق نيز ميگفتند بمشورت ميسره دوازده نقيب در بلاد خراسان متفرق گردانيد تا بامر دعوت پردازند و يكى از ايشان سليمان بن كثير بود و ديگرى قحطبة بن مسيب و در سنهء مذكوره ابو امامه اسعد بن سهل بن حنيف الانصارى كه در زمان حيات رسول صلى اللّه عليه و سلم قدم از كتم عدم بصحراى وجود نهاده بود از عالم انتقال نمود و همدرين سال و قيل فى سنة عشر و مائه ابو الطفيل عامر بن واثلة الكنانى الليثى در مكه وفات يافت قال اليافعى و هو آخر من رأى النبى صلى اللّه عليه و سلم موتا و يروى عنه هذا البيت و ما شاب رأسى عن سنين تتابعت * على و لكن شيبتنى الوقايع ) و در همين سال سالم بن ابى جعد الكوفى كه از مشاهير محدثانست فوت شد و ايضا درين سال خارجة بن زيد بن ثابت الانصارى كه يكى از فقهاء سبعهء مدينه است بعالم آخرت نقل كرد و همدرين سال ابو عثمان عبد الرحمن الزيدى البصرى وفات يافت و ابو عثمان در زمان حيوة رسول صلى اللّه عليه و سلم ايمان آورده زكات بعمال آنحضرت داد اما بشرف ملاقات سيد كاينات عليه افضل الصلوات مشرف نگشت و دوازده سال با سلمان ( رض ) مصاحبت داشت در تاريخ گزيده مسطور است كه ابو عثمان از بنى قضاعه بود و در كوفه اقامت مينمود ليكن بعد از واقعهء كربلا بر زبان آورد كه در ميان مردمى كه بقتل اهل بيت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم جسارت نمايند نتوان بود و از آنجا ببصره شتافت اوقات