غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

158

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

رحم و عدم مخالفت و قرائت قرآن و تعليم سنن وصيت نمود و فرمود كه ( اياكم كثرة الكلام فى مجالسكم ثم مات و صلى عليه ابنه حبيب ) و چون خبر فوت مهلب بسمع حجاج رسيد پسرش را بامارت خراسان سرافراز گردانيد و همدرين سال ابو مريم زر بن حبيش الاسدى القارى وفات يافت در سير السلف مسطور است كه مهارت زر در عربيت بمثابه‌اى بود كه عبد اللّه بن مسعود از آن باب از وى سؤال ميفرمود مدت عمرش را صد و بيست سال گفته‌اند و همدرين سال كميل بن زياد النخعى را كه از جملهء كمل اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام بود حجاج بشرف شهادت رسانيد و همدرين سال جميل بن عبد اللّه بن معمر كه در سلك مشاهير شعراء عرب انتظام داشت و پيوسته تخم محبت بثنيه را كه بغايت جميله بود در زمين دل ميكاشت فوت شد و جميل و بثينة هردو از قبيله عذره بودند و ذكور و اناث قبيلهء مذكوره بسلوك در طريق تعشق اشتهار دارند چنانچه گويند نوبتى شخصى از مردى پرسيد كه از كدام قبيلهء جواب داد كه ( من قوم اذا احبوا ماتوا ) و جاريه اين سخن شنوده گفت ( هذا عذرى و رب الكعبة ) و چون معلوم كردند چنين بود و در سنه ثلث و ثمانين قاضى مصر عبد الرحمن الخولانى بجهان جاودانى انتقال نمود در تاريخ امام يافعى مسطور است كه عبد العزيز بن مروان هرسال مبلغ ده هزار دينار بعبد الرحمن مىداد و او وجه مذكور را به تمام خرج كرده هيچ ذخيره نمىنهاد و در سنهء اربع و ثمانين عبد اللّه بن عبد الملك بن مروان مصيصه را مفتوح ساخت و همدرين سال حجاج شهر واسط را طرح انداخت و همدرين سال حجاج ايوب بن زيد الهلالى را كه مشهور است بابن القريه بسبب موافقت با عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بقتل رسانيد و ابن قريه اعرابى بود امى اما در ميدان فصاحت و بلاغت قصب السبق از خطبا و بلغاء عرب مىربود و بعضى از اسوله و اجوبهء كه ميان او و حجاج وقوع يافته در تاريخ امام يافعى مسطور است هركرا ميل اطلاع بر آن سخنان باشد رجوع بكتاب مذكور نمايد و همدرين سال عبد اللّه بن الحارث بن نوفل الهاشمى از عالم انتقال نمود و او را رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم تحنك فرموده بود و در همين سال روح الجذامى كه بصفت علم و عقل اتصاف داشت و چندگاه از قبل عبد الملك در فلسطين رايت حكومت مىافراشت فوت شد و حجاج يزيد بن مهلب را از خراسان طلبيد و محبوس گردانيده ايالت آنولايت را به قتيبة بن مسلم الباهلى تفويض نمود و همدرين سال عبد العزيز بن مروان كه مدت بيست سال حاكم مصر بود وفات يافت و عبد العزيز بموجب وصيت مروان ولىعهد عبد الملك بود و پس از فوت او عبد الملك ولد خود عبد اللّه را در مصر والى ساخته منصب ولايت‌عهد را به پسر ديگر وليد ارزانى داشت و مقرر كرد كه بعد از وليد پسر ديگرش سليمان حاكم مسلمانان باشد و درين سال واثلة بن الاسقع الليثى كه يكى از اصحاب صفه بود و بصفت فضل و شجاعت اتصاف داشت رايت سفر آخرت برافراشت ( و هو آخر من مات بدمشق من الصحابة ) مدت حياتش بعقيدهء امام يافعى و ابن جوزى نود و هشت سال بود و بمذهب صاحب سير السلف صد و شصت و پنج سال و اللّه اعلم بحقيقة الحال و همدرين