غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
159
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سال خالد بن يزيد بن معاويه وفات يافت و او را بعضى از مورخان بوقوف در علم طب و شعر تعريف كردهاند و در سنهء سته و ثمانين ابو امامه باهلى كه صدى بن عجلان نام داشت در مكه فوت شد و او در جنگ صفين در ملازمت امير المؤمنين على عليه السّلام بود ( و هو آخر من مات من الصحابه به مكه ) مدت عمر ابو امامه بروايت يافعى صد و شصت و شش سال و در همين سال بقول بعضى از اهل كمال ابى اوفى الاسلمى در كوفه وفات يافت ( و هو آخر من مات بالكوفه من الصحابة ) و همدرين سال بروايت صحيح عبد اللّه بن حارث بن زبيدى بعالم ابدى شتافت ( و هو آخر من مات بمصر من الصحابة ) ذكر فوت عبد الملك بن مروان و بيان تعداد اولاد او طايفهاى از كبار مورخين باقلام بلاغتآئين مرقوم گردانيدهاند كه در ماه رمضان سنهء سته و ثمانين عبد الملك گفت كه من درين ماه از مرك بغايت ميترسم زيرا كه در رمضان متولد شدهام و در رمضان مرا از شير باز كردهاند و در رمضان با من بيعت نمودهاند و چون هلال شوال هويدا گشت آن دغدغه از خاطرش مرتفع شد اما در منتصف همان ماه وفات يافت نقلست كه در وقت اشتداد مرض عبد الملك اطبا گفتند كه اگر آب آشامد جويبار حياتش به خاك ممات انباشته گردد و عطش بر وى غلبه كرده از وليد كه ولىعهدش بود آب طلبيد وليد گفت بنابر قول اطبا آشاميدن آب ممنوعست و عبد الملك روى به دختر خويش آورده همين التماس نمود وليد خواهر را از آب دادن مانع آمده عبد الملك گفت بگذار مرا تا آب دهد و الا ترا از ولايت عهد عزل كنم وليد گفت كه ديگر هيچ نماند و فرمود تا او را آب دادند آشاميدن همان بود و بر خاك ريختن آب زندگانيش همان در تاريخ حافظابرو مزبور است كه عبد الملك شانزده پسر و سه دختر داشت بدين تفصيل وليد سليمان مروان اكبر عايشه اين چهار فرزندش يك مادر داشتند يزيد مروان اصغر معاويه ام كلثوم اين چهار ديگر از عاتكه بنت يزيد بن معاويه در وجود آمده بودند هشام والدهاش عايشه مخزوميه بود ابو بكر از عايشه بنت موسى بن طلحة بن عبيد اللّه تولد نموده بود و حكم مادرش ام ايوب بنت عمرو بن عثمان بن عفان بود فاطمه والدهاش مغيره نام داشت عبد اللّه مسلم مقدر عينية محمد سعيد الخير حجاج اين هفت پسر از امهات اولاد متولد گشته بودند ذكر وليد بن عبد الملك وليد بقول مورخان صاحب تاييد جبارى بود عنيد در زمان حكومت خود مرتكب جور و ظلم فراوان گرديد گويند رسول صلى اللّه عليه و سلم اين نام را مكروه شمردى و به زبان وحى بيان آوردى كه مانند فرعون در امت من وليد نامى باشد كه او را فرعون ثانى خوانند و مضمون اين حديث در شان وليد بن عبد الملك سمت وضوح يافت اما اعتقاد