غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

157

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر وفات بعضى از اعيان و اشراف و امرا و حكام اطراف بروايت بعضى از ثقات مورخين در سنهء ثمانين عبد اللّه بن جعفر الطيار رضى اللّه عنهما از دار فنا بسراى بقا انتقال فرمود و تولد عبد اللّه در حبشه اتفاق افتاده بود و او در صغر سن بشرف ملاقات سيد كاينات عليه افضل الصلوات مشرف گشت و از آنحضرت نوازش يافت در تاريخ امام يافعى مسطور است كه مانند عبد اللّه بن جعفر در جود و سخا كسى نبود بنابر آن او را جواد ميگفتند و همدرين سال ابو ادريس الخولانى عابد اللّه بن عبد اللّه كه فقيه و قاضى دمشقيان بود از عالم انتقال نمود و همدرين سال اسلم غلام عمر بن الخطاب كه در سلك فقها انتظام داشت لواء عزيمت بجانب عالم آخرت برافراشت و در سنهء احدى و ثمانين ابو القاسم محمد بن على المرتضى على نبينا و عليه السّلام كه مشهور است بمحمد بن حنفيه بجوار مغفرت خالق البريه پيوست و محمد بن حنفيه رضى اللّه عنه بوفور علم و طاعت موصوف بود و بكمال فضل و شجاعت معروف و سيد المرسلين صلى اللّه عليه و سلم امير المؤمنين على عليه السّلام را از تولد محمد خبر داده فرموده بود كه زود باشد كه ترا پسرى متولد شود بايد كه او را باسم و كنيت من موسوم و مكنى گردانى بنابرآن شاه مردان آن نهال گلشن ولايت را محمد نام نهاده ابو القاسم كنيت داد در تاريخ امام يافعى مسطور است كه محمد بن حنفيه رضى اللّه عنه بغايت شديد القوة بود چنانچه مبرد در كامل التواريخ آورده است كه نوبتى زرهى نزد امير المؤمنين على عليه السّلام آوردند آنحضرت فرمود كه اين درع دراز است و اين مقدار از آن كوتاه مىبايد كرد محمد رضى اللّه عنه دست بدان زره برده به زور پنجه آنقدر كه امير المؤمنين حيدر تعيين فرموده بود از دامن آن منقطع ساخت نقل است كه نوبتى از محمد رضى اللّه عنه پرسيدند كه چونست كه پدر ترا بحرب ابطال فرستاده در مهالك مىاندازد و حسن و حسين عليهما السلام را از امثال اين امور معذور ميدارد جواب داد كه از براى آنكه ايشان بمنزلهء دو چشم ويند و من بمثابهء دو دست او و محافظت چشم بدست مناسب است و زمره‌اى از شيعه محمد بن حنفيه را مهدى تصور كرده چنان اعتقاد نموده بودند كه آن جناب در جبل رضوى كه كوهيست نزديك مدينه بسرمنزل اختفا شتافته و رزاق على الاطلاق آب و عسل در آن جبل بوى مىرساند و بنابراين مدهب يكى از شعراء عرب اين ابيات در سلك نظم كشيده كه شعر الا ان الائمة من قريش * ولاة الحق اربعة سواء على و الثلثة من بنيه هم الاسباط ليس بهم خفاء * فسبط سبط ايمان و بر و سبط غيبته بكربلاء * و سبط لا يذوق الموت حتى يقود الخيل بقدمها اللواء * يراه مخفيها بجبال رضوى مقيما عنده عسل و ماء مدت عمر محمد حنفيه رضى اللّه عنه بروايت امام يافعى شصت و نه سال بود و اللّه اعلم و در سنهء اثنى و ثمانين مهلب بن ابى صفرة الازدى كه از قبل حجاج بايالت خراسان اشتغال داشت در مرو الرود كه بمرغاب اشتهار دارد به مرض موت مبتلا گشت و در وقت سكرات اولاد صلبى خود را كه ده نفر بودند جمع آورده بصلهء