غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

152

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مالك بود و حجاج بسبب شفاعت قتيبة بن مسلم خون انس را بخشيد اما مشافهة او را سخنان درشت گفته دشنامها داد و خبر آن سفاهت بسمع عبد الملك رسيده بحجاج نامهء خشونت‌آميز ارسال داشت تا نسبت بانس مراسم اعتذار بتقديم رسانيد تسبيب خروج صالح بن مسرح و شبيب و ذكر محاربات ايشان با حجاج على الترتيب صالح تميمى كه بصفت زهد و صلاح در آنزمان اشتهار تمام داشت چون بكرات اخبار ظلم و تعدى حجاج و ساير عمال عبد الملك بن مروان را شنود جمعى از مريدان و تلامذه را با خود متفق گردانيده در مقام خروج شد و در خلال آن احوال شبيب بن يزيد بن نعيم الشيبانى كه در ميدان شجاعت و پهلوانى قصب السبق از ابطال طوايف انسان ميربود و قاصدى پيش صالح فرستاده پيغام نمود كه حالا مقتداى فرق برايا توئى اگر بدفع ظلمه مىپردازى فهو المطلوب و الامارا اجازت فرماى تا ديگرى پيدا كنيم صالح جواب داد كه خروج من موقوف بحضور تست و شبيب با اصحاب و اقربا در نواحى موصل بصالح پيوسته در شهور سنهء سته و سبعين اسبان محمد بن مروان را كه در آن حوالى ميچريد متصرف گرديدند و پيادگان خود را سوار ساخته علم مخالفت مرتفع گردانيدند و محمد بن مروان بعد از استماع اينخبر عدى بن عدى الكندى را بدفع ايشان نامزد كرده عدى منهزم باز گشت و نوبت ديگر محمد لشگرى بدفع آن طايفه فرستاده يكروز از صباح تا رواح مقاتله واقع شد و چون پردهء سياه‌فام شام حجاب ظلمانى در پيش عيون نورانى فروگذاشت صالح و شبيب از آنمقام در حركت آمدند و بتعجيل تمام طى مسافت كرده بدسكره رفتند و حجاج حارث بن عمير را بمحاربهء ايشان ارسال داشته صالح در اثناء قتال به زخم تيغى از عالم انتقال نمود و شبيب با اتباع جان بكنار كشيده در حصار كهنهء خزيد و شبيخونى بر حارث زده او را بگريزانيد و متوجه مداين شد آنگاه حجاج سفيان بن ابى العاليه خثعمى را بدفع او نامزد كرده سفيان منهزم بازگرديد و سورة ابن الحبر التميمى متوجه قتال آن پهلوان عديم المثال گشته در نهروان به او رسيد و بى از آنكه كارى از پيش تواند برد بمداين كه مقر عز او بود مراجعت نمود و شبيب بتكريت رفت و چهارپايان حجاج را كه در آن نواحى يافت متصرف شد بعد از آن سعيد بن مخالد و عثمان بن سعيد بن شرحبيل كندى بفرمان حجاج متعاقب يكديگر بحرب شبيب شتافتند و سعيد بر دست شبيب كشته گشته عثمان مانند ساير ياران بازگشت و سويد بن عبد الرحمن بن السعدى با دو هزار سوار سر در پى شبيب نهاده بين الجانبين محاربات دست داد و شبيب به طرف حيره رفته با اهل باديه جنگهاى مردانه كرد و آتش غارت و نهب در منازل باديه‌نشينان زده عزيمت كوفه نموده حجاج در بصره از عزم شبيب وقوف يافته او نيز متوجه كوفه گشت و آن دو سردار در يكروز بكوفه رسيدند اما حجاج سبقت گرفته بقصر امارت درآمد و شبيب در شب بدر كوشك