غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
151
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و اين وقايع در سنهء ثلاث و سبعين روى نمود و در اواخر جمادى الاخرى حجاج به مكه مكرمه درآمده حكومت آن بقعه بفرمان عبد الملك بن مروان بر وى قرار يافت و همدرين سال محمد بن مروان از قبل برادر خود عنان عزيمت بايالت ولايت ارمنيه و جزيره تافت و در همين سال حجاج خانهء كعبه را ويران كرده باز آبادان ساخت چنانچه شمهاى از اين حكايت در جزو سيوم از مجلد اول مسطور گشت و در اواخر همين سال يا در اوايل سنهء اربع و سبعين عبد اللّه بن عمر بن الخطاب رضى اللّه عنهما در مكه وفات يافت و عبد اللّه در صغر سن با پدر خويش از مكه بمدينه هجرة كرده بود و پيوسته اوقات را باداء وظايف طاعات و عبادات مصروف همى داشت در سير السلف مسطور است كه سرنيزهء در وقت ازدحام انام بپاى عبد اللّه رسيد و هردو قدمش ورم كرده آن عارضه موجب فوت او شد و از سوق كلام صاحب كشف الغمه چنان بوضوح مىپيوندد كه حجاج فرمود تا حربه مسمومهء بپاى عبد اللّه رضى اللّه عنه رسانيدند و زهر در اندام او اثر كرده روى بعالم آخرت نهاد ابن عبد البر كه مؤلف كتاب استيعابست گويد كه عبد اللّه بن عمر در وقت رحلت بر زبان آورد كه نفس من از امور دنيا بر هيچچيز متاسف نيست مگر بر آنكه در ملازمت على بن ابيطالب عليه السّلام بافئهء باغيه مقاتله ننمودم مدت عمر عبد اللّه بن عمر بقول اكثر اهل خير هفتاد و هشت سال بود و بروايت حمد اللّه مستوفى هشتاد و چهار سال و در سنهء اربع و سبعين عبد الملك بن مروان بكير بن وشاح را از امارت خراسان معزول ساخته آنمنصب را بامية بن خالد بن عبد اللّه داد و درين سال بشير بن مروان روى بجهان جاودان نهاد و همدرين سال ابو سعيد الخدرى و سعد بن مالك الانصارى كه از جملهء فقها و اعيان اصحابست و در غزوهء خندق و مجلس بيعت الرضوان شرف ملازمت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم دريافته بود از عالم انتقال فرمود و او مدت نود و چهار سال درين جهان زندگانى نمود و همدرين سال سلمة بن الاكوع الاسلمى كه در سلك شجعان صحابه انتظام داشت در مدينه رايت عزيمت بجانب منزل آخرت برافراشت و از جملهء فضايل سلمه آنكه در غزوهء غابه رسول صلى اللّه عليه و سلم در شأن او فرمود كه امروز بهترين پيادگان ما سلمة بن الاكوع است مدت عمرش هشتاد سال بود و در سنهء خمس و سبعين عرياض بن ساريه كه از جملهء مشاهير صحابه است و ابو ثعلبة الخثينى جهان فانى را وداع كردند و همدرين سال عبد الملك باقامت مناسك حج اسلام قيام نموده حجاج بن يوسف را از حكومت حجاز عزل كرد و زمام ايالت عراق عجم را در قبضهء اقتدار او نهاد و حجاج نخست بكوفه رفته بعد از روزى چند كه بظلم و جور پرداخت ببصره شتافت و در آنولايت نيز همين طريقهء ناپسنديده پيش گرفت و از معارف بصره عبد اللّه بن جارود با فوجى از جنود بمخالفت حجاج كمر بسته ابواب جنگ و جدال بازگشادند و در سنهء سته و سبعين بين الجانبين قتالى فاحش دست داد و چون نزديك رسيد كه حجاج مغلوب شود تيرى از شصت قضا بمقتل ابن جارود رسيد و حجاج ظفر يافته سپاه عبد اللّه منهزم گرديد گويند كه از جملهء رفيقان عبد اللّه بن جارود يكى انس بن