غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

مقدمه 8

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

اين اشتباه از اين جهت ناشي است كه نام خواجه جلال الدين در سلسله نسب خواندمير از قلم افتاده و برهان الدين جد اول وى فرض شده و حال آنكه جد دوم او بوده است - و بنابراين بايد گفت كه اگر همين برهان الدين ، پدر مير خواند صاحب روضة الصفا باشد خواندمير علاوه بر اينكه نوهء دخترى يعنى سبط او بوده ، نوه و حفيد برادر وى هم ميشده است به اين معنى كه پدرش خواجه همام الدين دختر عموى خود را بزنى گرفته بود - و بنابراين مير خواند هم عموى پدر و هم جد مادرى خواندمير مىشده ، و اين فرض صحيح است اما آنچه مسلم داريم فقط قسمت جد مادرى است و اينكه مير خواند عموى پدر خواندمير هم باشد هيچ دليل ندارد و ظاهرا تشابه نام برهان الدين بعضى را به اين اشتباه انداخته است ! هرچه بود خواندمير در تحت تعليم و تربيت مير خواند بزرگ شد و در دورهء مشعشع امير عليشير نوائى در هرات ميزيست و از حمايت و پرورش آن وزير ادب‌پرور بهره‌مند و متمتع شده بود اما دورهء نبوغ و ظهور اثر مهمش كه كتاب حبيب السير باشد مصادف گرديد با عهد دولت شاه اسماعيل اول صفوى كه اتفاقا ظهور وى با وفات امير عليشر نوائى در سال 906 مقارن افتاد و شعرا و دانشمندان و هنرمندانى كه از اين تاريخ ببعد ظهور كرده‌اند على الظاهر متعلق بدورهء صفويه محسوب ميشوند هرچند كه مبادى تربيت و پرورش آنها مربوط بدورهء قبل بوده باشد ، نظير اين معنى در تاريخ ادبيات ما مكرر اتفاق افتاده است كه ظهور تربيت شدگان يك عهد مصادف با دوره‌هاى بعد شده ، و نمايش افتخاراتى كه از عصر سابق مايه و پايه گرفته نصيب عصر لاحق گرديده است ، چنان كه بسيارى از مفاخر عهد غزنوى تربيت‌شدگان دورهء سامانى بودند و ظهور گروهى از پرورش يافتگان دورهء غزنوى با عصر سلاجقه مقارن افتاد و همچنين نظير خواجه نصير الدين طوسى و مولوى و سعدى و امثال ايشان كه از مفاخر عهد مغول شمرده ميشوند با اينكه پايه و مايهء علمى و تربيتى ايشان مولود دوره‌هاى قبل از مغول و در حقيقت از بقاياى تمدن قرون سابقه بود كه روزگارشان با عهد مغولان مصادف و مقترن ساخت - بسيارى از تربيت‌شدگان عهد زنديه نيز ظهورشان با دورهء قاجاريان موافق افتاد - و اين خود يكى از قضاياى مسلم تاريخ تمدن است كه آثار تعليم و تربيت و تحولات علمى و اجتماعى