غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
33
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مورخان ازو جز نامى نمانده و لاود كه فراعنه مصر از نسل او پيدا گشتند و عيلم كه تعمير خوزستان بوى منسوبست و ارم كه قوم عاد از جمله احفاد اويند و نورد كه بزعم حمد اللّه مستوفى چهار پسر داشت آذربيجان و آران و ارمن و موغان و چون سام عليه السلام پانصد سال و بقولى ششصد سال در دار فنا بقا يافت بعالم آخرت شتافت و اولاد و احفاد او در اطراف آفاق متفرق گشتند ذكر هود نبى عليه السلام آن جناب را بعضى از ثقات علماء ولد شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح عليه السلام شمارند و برخى گويند هود ابن عبد اللّه بن رباح بن حارث بن عاد بن عوص بن ارم بن سام و مادر هود بقول صاحب مقصد اقصى بكيه است بنت عويلم بن سام و هود لفظى است عربى و اسم شريف او بعبرى عابر است و هود عليه السلام بعد از هشتصد سال از فوت نوح بهدايت و ارشاد قوم عاد كه در ولايت يمن در موضعى كه آن را احقاف ميگفتند ساكن بودند مبعوث گشت و مدت پنجاه سال اهل عناد را بشريعت نوح عليه السلام دعوت كرد كسى از ايشان بوى نگرويد مگر اندكى و بعد از هلاك اصحاب كفر و فساد هود عليه السلام با اهل ايمان بناحيهء حضرموت شتافته پنجاه سال ديگر زندگانى يافت آنگاه بحظاير قدس خراميد و چنانچه حضرت امير المؤمنين على عليه السلام روايت فرموده بموضع مذكور در تلى سرخ مدفون گرديد مدت حياتش بقولى چهارصد و شصت سال بود و به اعتقاد عامه مفسران صد و پنج سال و اللّه اعلم بحقيقت الحال گفتار در بيان تمرد و عناد قوم عاد و ابتلاى ايشان بغضب خالق چون اولاد عاد بن عوص بن ارم بن سام كه به طول قامت و ضخامت جثه از ساير ذريات آدم امتياز تمام داشتند بشدت بطش و كثرت قوت خود مغرور گشته اعلام كفر و فساد برافراشتند و بعبادت اصنام كه يكى از آن جمله را صمودا و ديگرى را صمدا مىگفتند پرداخته خط كان لم يكن بر احكام شرايع انبياء عظام كشيدند و هود عليه السلام براهنمائى ايشان مبعوث شد و چنانچه مذكور گشت مدت پنجاه سال آنفرقهء ضلال را بسلوك طريق رشد و رشاد و ترك شرك و فسق و فساد دلالت فرمود و از آنجماعت غير از مرثد بن سعد بن نمير و لقمان بن عاد و اندكى از ضعفا كسى بآنجناب نگرويد و بقبول احكام شريعتش موفق نشد و آندو تن نيز از بيم قوم ايمان خود را پنهان ميداشتند و چون هود عليه السلام از هدايت اهل غوايت مأيوس گشت و از ايذا و اضرار كفار خائف شد برايشان دعا كرد و مسؤل او عز قبول يافته مدت هفت سال يا سه سال عاديان از فيضان سحاب عنايت رب الارباب محروم گشتند و بلاء قحط و غلاء باكمل وجهى شايع شده قوم بعد از تقديم مشورت چنانچه در آنزمان معهود بود قيل بن نمير و لقمان بن عاد و لقيم بن هزال و مرثد بن سعد بن غير و يك