غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
32
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مهم ارسال داشت و كبوتر ورق زيتون در منقار گرفته بازآمد نوح ( ع ) دانست كه آب گمشده اشجار پديدار گشته در حق كبوتر دعاى خير كرد كه پيوسته مطبوع طباع آدميان باشد چون بوضوح پيوست كه وقت خروج از كشتى است در روز عاشورا خلايق از كشتى بيرون آمدند و در پايان كوه جودى قريه بنا كرده آن را سوق الثمانين نام نهادند زيرا كه ساكنان آن زياده از هشتاد نفر نبودند و بعد از انقضاى اندك فرصتى از آن هشتاد نفر نوح و سه پسر او يافث و سام و حام و عورات ايشان مانده ساير آن مردم بدار بقا پيوستند و نوح عليه السلام تمامت ربع مسكون را منقسم بسه قسم ساخته هر قسمى را به يكى از اولاد عظام خود مخصوص گردانيد چنانچه از سياق كلام آينده بوضوح خواهد انجاميد و چون ذكر يافث بن نوح عليه السلام درين اوراق به محل خود مسطور خواهد گشت حالا خامهء پسنديده ارقام به بيان شمهء از حال سام و حام قيام مينمايد و بنابر اقتضاى سوق سخن جام در ذكر تقديم مييابد ( و من اللّه الاعانة و التوفيق ) حام عليه السلام بقول فرقهء از علماء اسلام در سلك انبياء عظام انتظام داشت و نوح عليه السلام در زمان تقسيم ربع مسكون ديار مغرب و زنج و حبشه و هندوستان و سند و اراضى سودان را بحام تفويض نمود و حام بدان مقام شتافته حق سبحانه و تعالى او را نه پسر كرامت فرمود هند سند زنج نو به كنعان كواش قبط بربر و حبش و در سبب تغيير لون ذرياتش مورخان وجوه متعدده گفتهاند از جمله آنكه روزى نوح عليه السلام در خواب بود و عورتش مينمود حام بر آن بگذشت و نپوشيد و بعقيده صاحب گزيده بخنديد و اين سوء ادب موجب آنشد كه رنگ اولادش سواد پيدا كرد و پيغمبرى از نسلش منقطع گرديد و وجه ديگر آنكه نوح عليه السلام در كشتى اولاد و اتباع خود را از مباشرت نسوان منع كرد و حام مخالفت فرمود پدر جايز داشته با منكوحهء خويش نزديكى نمود و نوح برين واقعه مطلع شده دعا كرد كه ( اللهم غير نطفته ) و تير اين مسألت بهدف اجابت رسيده اولاد حام سياه فام متولد شدند نقلست كه چون ذريهء حام بسيار گشت بتقدير ايزدى هر فرقهء تكلم بلغتى نمودند لاجرم از صحبت يكديگر متنفر شده هر گروهى به طرفى رفتند و به تعمير موضعى پرداختند . سام عليه السلام چنانچه صاحب مقصد اقصى مرقوم خامهء بلاغت انتما گردانيده كه مادر سام عموريه است بنت بر اخيل بن ادريس النبى و بروايت مقدسى و بعضى ديگر از مورخان آن جناب از كبار انبياء مرسل بود و بكثرت كياست و وفور فراست و صلاح نفس و نجابب ذات از ساير اولاد نوح عليه السلام امتياز داشت لاجرم آنحضرت او را بوصايت ولايت عهد خويش تعيين نمود و در وقت تقسيم اراضى عالم شام و جزيره و عراق و فارس و خراسان را بوى داد و بروايتى حضرت واهب العطايا سام را نه پسر بخشيد ارفخشد كه ابو الانبياست و كيومرث كه پدر ملوك عجم است و اسود كه بقول صاحب بناكتى شهر نينوى و رحبه و مداين از بناهاى اوست و يقن و شام و روم پسران اويند و نورج كه ميان