غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
30
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
خراميد و در متون الاخبار مسطور است كه بقول بعضى از روات تولد نوح در زمان حيات آدم در هزار سال اول از آفرينش وقوع يافت و در هزار سال ثانى در وقتى كه چهارصد و پنجاه ساله بود مبعوث شد و نهصد و پنجاه سال بدعوت اشتغال نموده بعد از هلاك قوم به پنجاه سال از عالم انتقال فرمود و على كل التقادير نوح عليه السلام دراز عمرترين جميع انبيا بود . گفتار در بيان مجملى از عناد اهل عصيان و صفت كشتى نوح و وقوع طوفان نقلهء اخبار انبياء عظام و حملهء آثار اصفياء كرام مرقوم خامهء اهتمام گردانيدهاند كه چون بعد از رفع ادريس ( ع ) اكثر طوايف انام طريق ضلالت و طغيان و سبيل غوايت و عصيان مسلوك داشتند و از عبادت معبود حقيقى گردن پيچيده اعلام فسق و فساد و رايات كفر و عناد برافراشتند حضرت كبرياء سبحانى نوح عليه السلام را مرتبه بلند رسالت عنايت كرده بهدايت و ارشاد فرق عباد مأمور ساخت و نوح عليه السلام هرچند سرگشتگان باديهء غوات را از پرستش اصنام و سلوك طريق تباهى منع كرد و بانقياد احكام و اوامر و نواهى الهى امر فرمود مفيد نيفتاد و در آن مدت زياده از هشتاد نفر كسى بآنجناب ايمان نياورد و فجرهء كفره همواره به قدر امكان در ايذا و اضرار آن پيغمبر عاليمقدار ميكوشيدند و مواعظ سودمند و نصايح دلپسند آن جناب را بر جنون حمل ميكردند و چون نوح عليه السلام از ايمان اهل ظلم و ظلام نوميد شد دست دعا برآورده بر زبان معجز بيان گذرانيد كه ( رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً ) و اين مسألت بعز اجابت اقتران يافته وحى بر آن جناب نازل گشت كه درخت ساج بنشان و بعد از رسيدن آن به ترتيب كشتى اشتغال نماى كه ما خرمن حيات اين خاكساران را از رهگذر آب بباد فنا خواهيم داد و مجموع را به آتش دوزخ فرستاد منقولست كه نهال ساج را جبرئيل ( ع ) به نظر آن پيغمبر عالى گهر آورده نوح عليه السلام آن را در زمين فرو برد و بعد از چهل سال آن نهال به حد كمال رسيد آن را بريده و خشك ساخته باتفاق اولاد عظام خويش يافت و سام و حام عليهم السلام و اجيرى در بريهء بهما از صحارى كوفه بتراشيدن كشتى مشغول گشت و در آن ايام بر طبق آيهء هدايت انجام معجز نظام ( وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ ) هرگاه اهل ظلام بر آن پيغمبر عاليمقام ميگذشتند تمسخر و استهزا كرده ميگفتند كه حال اين ديوانه را مشاهده نمائيد كه از مرتبهء پيغمبرى بدرجهء درودگرى رسيده در وقتى كه آب كميابست به ترتيب سفينه ميپردازد و نوح عليه السلام در جواب ايشان بر زبان وحى بيان ميگذرانيد كه چون بحر عذاب رب الارباب در تلاطم آيد و مجموع غريق گرداب فنا گشته به آتش دوزخ پيونديد هرآينه استهزا و تمسخر بر شما از جانب ما مناسب نمايد همچنانكه حالا شما بر ما استهزا ميكنيد القصه كشتى نوح عليه السلام مشتمل بر سه طبقه صورت اتمام يافت و در طول و عرض آن مورخان اختلاف بسيار كردهاند چنانچه طول آن را از هزار و دويست گز تا هشتاد