غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

مقدمه 7

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و در شرح‌حال مير خواند مىگويد : « راقم حروف نسبت به آن حضرت علاقهء فرزندى ثابت دارد و به زبان گستاخى خود را در سلك شاگردانش مىشمارد چه نسبت ذره را با مهر انور * نمىشايد خزف در عقد گوهر اگر خواهم كه باشد آبرويم * همىگويم كه من شاگرد اويم نه شاگردم غلام كمترينم * بگرد خرمن او خوشه چينم حضرت ابوى مخدومى را در اواخر ايام حيات ميل بانقطاع و انزوا شد . . الخ . جزو 3 مجلد 3 ص 302 طبع طهران » و چون در نوشته‌هاى خود او ( جزو 3 مجلد 3 ) ديديم كه نام پدر صلبى خود را خواجه همام الدين ابن خواجه جلال الدين محمد ابن خواجه برهان الدين محمد شيرازى معرفى مىكند ، به اين نتيجهء مسلم قطعى ميرسيم كه مير خواند پدر حقيقى او نبوده بلكه جد مادرى وى بوده ، و به اين مناسبت ، و نيز به علت اينكه در تحت تعليم و تربيت وى قرار داشته ، خود را بعنوان فرزندى و او را بمقام پدرى خطاب مىكرده است . بعضى با تصديق اين امر كه مير خواند جد مادرى خواندمير بوده است نوشته‌اند كه اگر برهان الدين محمد شيرازى جد خواندمير همان پدر مير خواند باشد معلوم مىشود كه صاحب حبيب السير برادرزادهء صاحب روضة الصفا يعنى مير خواند عموى خواندمير بوده است « 1 » . اين استنباط به كلى غلط و اشتباه است زيرا ممكن نيست كه خواندمير هم برادر زاده و هم نوهء دخترى مير خواند باشد ، چه لازمهء اين فرض آنست كه دختر برادر در حبالهء ازدواج برادر آيد تا هم عمو باشد و هم جد مادرى - و اين نوع ازدواج از محرمات قطعيهء اسلام است و صريح آيهء قرآن مجيد ميفرمايد « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ » « 2 »

--> ( 1 ) - حواشى كتاب از سعدى تا جامى : ص 487 ( 2 ) - سورهء نساء : ج 4 آيهء 22