غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
4
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اند نظم هركه آمد حكايت نو ساخت * * علم و دانش از سخن پرداخت * چون بهار حيات او دى شد * * نامهء زندگانيش طى شد * دگرى گلشن سخن آراست * * داستان نو و كهن پير است * نبود اين حديث را سر و بن * * كى بپايان رسد بيان سخن و بىشائبهء تكلف و غائله تصلف اگر مشاطه خامهء اهل علم و غمامهء نبودى گوش و گردن عروسان سخن از درر الفاظ و معانى چگونه آرايش گرفتى و اگر قابلهء بنان لطافت بيان فضلاء عاليشأن سعى ننمودى چهرهء آئينهء كردار ابكار افكار از غازه عبارات و غاليهء استعارات چسان آراسته شده بر منصه ظهور نمايش پذيرفتى رباعى چون بكر سخن روى نكو آرايد * * وز معنى دلفريب حسن افزايد * گر كلك بنان اهل انشاء نبود * * برقع ز جمال خود چسان بگشايد ناظم اين عقود شاهوار و راقم اينحروف درر نثار بنده فقير و ذره حقير غياث الدين بن همام الدين الحسينى المدعو بخواند امير ( رب يسر عليه كل عسير ) كه خوشهچين خرمن آن طبقه عظيم الشان و ريزهخوار خوان احسان آن طايفه متعالى مكان است بحسب مناسبت ازلى بلكه بمحض ارادت لم يزلى از مبادى سن رشد و تميز تا غايت گه سنين عمر عزيز از حدود اربعين هفت هشت مرحله تجاوز كرده همواره بتصحيح روايات احوال سابقه و تنقيح حكايات آثار لاحقه مايل و راغب مىشود و پيوسته بمطالعه كتب تاريخ و ممارثت صنعت انشاء اشتغال و اعتناء مينمود بعد از وقوف بر اوضاع فرق بنى آدم و اطلاع بر چگونگى حالات طوايف امم گاهى بنابر اشارت عظماء ملك و ملت و احيانا بر سبيل رسم و عادت در شيوه نظم و نثر مجلدات در سلك انشاء كشيد و منشآت مكمل و مرتب گردانيد مانند خلاصة الاخبار و اخبار الاخيار و منتخب تاريخ وصاف و مكارم الاخلاق و مآثر الملوك و دستور الوزراء و ديگر نسخ فوايد انتما و بيمن عنايت الهى و فيض فضل نامتناهى هريك از اين تأليفات كه از نهانخانه ضمير بساحت ظهور آمد پرتو التفات بعضى از اهالى روزگار بر صفحات احوالش تافت و بشرف قبول طباع زمرهء از ابناى زمان بل فضلاى سخندان اقتران يافت مثنوى بلبل كلك من بگلشن راز * * كرد از هر چمن سخن آغاز * فيض روح القدس مدد فرمود * * زين سبب هركه نغمهاش بشنود * شد بنقد روان خريدارش * * گشت از اول محب گفتارش مؤيد اينحال و مؤكد اين مقال آنكه در اوائل سنهء سبع و عشرين و تسعمائه خاطر خطير و ضمير مهر تأثير حضرت نقابت منقبت مملكت پناه صدارت مرتبت امارت دستگاه جامع فضايل صورى و معنوى قايد مقاصد دنيوى و اخروى مظهر آيات عزت و جلال مظهر عنايات دولت و اقبال نظم سپهر مهر علم و اوج بينش * * گرامى در بحر آفرينش * منور شمعى از نور ولايت * * ضيابخش شبستان هدايت حاوى كمالات نفسانى مطلع انوار عواطف ربانى افضل و اشرف النقباء باليقين العلمى و العينى غياث الدولة و الدنيا و الدين امير محمد الحسينى روح اللّه روحه و زاد بين الشهداء فتوحه مايل بترويج فن سير و اخبار و راغب بتأليف اين ضعيف بيمقدار گشته بانشاء مجموعهء كه جامع مجملى از وقايع ربع مسكون و شامل شمهء از حوادث عالم بوقلمون باشد اشارت نمودند و در باب تكميل و ترتيب آن