غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
مقدمه 37
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
دورهء صفوى مخصوصا صاحب عالمآراى عباسى واقع شده كه در پايان تاريخ هر يك از سلاطين صفويه فصلى جامع در تذكرهء مشاهير رجال معاصر وى شامل طبقات فقها و شعرا و ارباب قلم و هنرمندان و اسامى وزراء و صدور نوشته كه از قسمتهاى بسيار سودبخش متقن آن كتاب است . 14 - سبك نثر و انشاء حبيب السير صاحب حبيب السير به شرحى كه پيش گفتيم در ظل تعليم و تربيت جد مادرى خود مير خواند مؤلف روضة الصفا ببار آمده بود و در حق وى هم از نظر اخلاقى و هم از جنبهء علمى و ادبى اعتقادى بسزا داشت و منشآت او را بكمال بلاغت و فصاحت مىستود « 1 »
--> ( 1 ) - در عنوان شرححال مير خواند مىنويسد « حضرت مخدوم امجد امير خواند محمد از ساير اولاد عظام امير خاوند شاه بلكه از اكثر علماى فضايل پناه بجودت طبع سليم و سلامت ذهن مستقيم امتياز تمام داشتند و در ايام جوانى تحصيل كمالات نفسانى نموده در علوم معقول نقش مهارت بر لوح ضمير مىنگاشتند و فور وقوف آن حضرت در فن تاريخ و صنعت انشاء بمرتبهيى بود كه قلم سخنآرا تبيين آن را بعجز و قصور اعتراف دارد و كمال بلاغت آن مهر سپهر سيادت در تحرير حكايات و تقرير روايات درجهيى داشت كه بنان بيان فصحا توضيح آن را كما ينبغى از جملهء محالات مىشمارد ، تأليف كتاب افادت اياب روضة الصفا بر ثبوت اين دعوى برهانى است معين و تلطيف آن نسخهء فصاحت انتما بر وقوع اين معنى دليلى است مبرهن و راقم حروف نسبت به آن حصرت علاقهء فرزندى ثابت دارد و به زبان گستاخى خود را در سلك شاگردانش مىشمارد ، سبحان اللّه غلط گفتم انتساب قطره به دريا عين بىادبى است و اقتباس ذره از خورشيد و الا غايت بو العجبى - اگر كلك سخنگزار در اين مقام بيش از اين در ذكر مكارم اخلاق و محاسن آداب آن حضرت مبالغه كند شايد كه مردم عيبجوى بنابر نسبت مذكور بخودستايى حمل نمايند و گفتار اين بىمقدار را داخل لاف و گزاف دانسته زبان اعتراض بگشايند لاجرم از اطناب اجتناب نمود » ( جلد سوم جزو سوم : ص 302 ) قبل از عبارت « اگر كلك سخنگزار » سه بيت هم آورده است « چه نسبت ذره را با مهر انور : . الخ كه چون در سابق نقل كرده بوديم اينجا تكرار نكرديم و مخصوصا عين عبارت را آورديم تا ضمنا نمونهيى از قسمتهاى نثر مسجع مترسلانهء كتاب كه مخصوص تراجم احوال رجال و مقدمهء كتاب و تشبيب و پيش درآمد عناوين و وقايع مهم است نقل شده باشد - نمونههاى نثر سادهء معمولى كتاب را هم بعد از اين نقل خواهيم كرد .