غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
مقدمه 31
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
را كه نسل معاصر جزو حقايق علمى و تاريخى مىشمارد نسلهاى بعد داخل افسانهها و اباطيل قلمداد نكنند ؟ ! اگر حق مطلب را بخواهيد ، بشر خوابناك هرچند صباح با افسانهيى سرگرم مىشود و بخواب ميرود - ديرى نميگذرد كه داستانى جانشين داستانى مىگردد و افسانهيى تازه جاى افسانهء كهن را مىگيرد و ما را خواه و ناخواه خواب مىكند . اما آنچه راجع بآغاز آفرينش جهان گفتهاند حق مطلب را از مثنوى مولوى بشنويد : آسمانها و زمين يك سيب دان * كز درخت قدرت حق شد عيان تو چو كرمى در ميان سيب در * از درخت و باغبانش بىخبر پشه كى داند كه اين باغ از كى است * كو بهاران زاد و مرگش دردى است كرم كاندر چوب زاييده است حال * كى بداند چوب را وقت نهال اكنون مىپردازيم بقسمت دوم كتاب حبيب السير كه از ظهور اسلام است تا اوايل دورهء صفويه 8 - بخش دوم حبيب السير از ظهور اسلام تا اوايل عهد صفوى در بخش دوم كه مؤلف وارد مسائل و قضاياى تاريخى شده تا جايى كه در حوصلهء اطلاع و استقصاء وى بوده تاريخ همه سلسلهها و طبقات سلاطين و حكام معروف بعد از اسلام را تا زمان خود نوشته و در اين قسمت نيز بقول خودش از بحار مؤلفات افاضل التقاط كرده و از نوشتههاى پيش مخصوصا روضة الصفا مايه گرفته و مندرجات آن كتاب را با اطلاعات تازهتر كه مربوط بعصر زندگانى خود او مى باشد در اين كتاب درج كرده است