عطا ملك جوينى

711

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

ممكن بوده است جز استسلام و التياذ « 1 » به ظلّ استرحام پناهى ندانست و از شدّت باس و خوف و هراس پناه با تضرّع و تشفّع دادند : قهر تو گر طلايه به دريا كشد شود * دُر دَر صميم حلق صدف دانهء انار « 2 » ايلچى فرستاد و از جرايم گذشته استغفار و استعفا كرد . بدان سبب عاطفت عامّ پادشاهانه و مرحمت تامّ شهنشاهانه به قلم قدرت آيت فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ « 3 » در صفحات اعمال او و قومش ثابت گردانيد . و ركن الدّين به ابتدا اكثر اعيان و اركان را با پسر خود بيرون فرستاد و او روز ديگر كه به نواخت‌هاى موعود اختصاص يافته بود به نشيب آمد . و آن روز فرخنده سلخ « 4 » شوّال اين سال بود ، سلخ اقبال اصحاب الجبال بلك غرّهء « 5 » تباشير لطف ذى الجلال . فىالجمله ركن الدّين نيز از آن ذروهء بلند و نشيمن مرتفع كه خود را بر بالاى آن در آن صدد مىپنداشت كه : برين تند كوه جلنباد گوئى * چو فغفور بر تختم و بور بركت « 6 » در مقام حيرت و دهشت افتان خيزان كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ « 7 » نزول كرد و آن مسكن مألوف و وطن معروف را با هزار درد و داغ وداع كرد ؛ وداعى كه ملاقات باز در آن متصوّر نبود . با سابقهء حكم ازل كثرت قلاع و استحكام رباع چه پايدارى كند ؟ و هنگام انقضاى دول بتات « 8 » فكر و ثبات عقل كجا دستگيرى نمايد ؟ يك اشارت تقدير صدهزار تمويهات « 9 » تدبير را باطل گرداند و نيم ايماى قضا هزارهزار تلبيسات تزوير را بىحاصل گرداند : الدّهر يلعب بالورى * لعب الصّوالج بالكره و الدّهر قنّاص و ما ال * انسان الّا قنبره « 10 »

--> ( 1 ) - التياذ : پناه آوردن . ( 2 ) - فغفور لقب پادشاهان چين بوده است . بور يا « فور » نام پادشاهى هندى است كه در مقابل اسكندر مقدونى شكست خورد و ظاهرا به عموم پادشاهان هند اطلاق مىشده است . « كت » نيز به معنى تخت پادشاهى است . ( 3 ) - فاصفح . . . پس ببخشاى ، بخشودنى نيكو ( حجر 15 / 85 ) . ( 4 ) - سلخ : آخر ماه . ( 5 ) - غرّه : اوّل ماه . ( 6 ) - فغفور لقب پادشاهان چين بوده است . بور يا « فور » نام پادشاهى هندى است كه در مقابل اسكندر مقدونى شكست خورد و ظاهرا به عموم پادشاهان هند اطلاق مىشده است . « كت » نيز به معنى تخت پادشاهى است . ( 7 ) - كالّذى . . . همانند كسى كه شيطان گمراهش ساخته و حيران بر روى زمين رهايش كرده است . ( سوره انعام 6 / 71 ) . ( 8 ) - بتات : قطع كار و برندگى و امضاى امر است . ( مص ) . ( 9 ) - تمويهات : دروغ‌آرائىها . ( 10 ) - الدّهر . . . زمانه با مردم بازى مىكند همانند بازى كردن چوگان با گوى . / روزگار شكارچى است و انسان جز گنجشكى نيست . .