عطا ملك جوينى
692
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
آن مدّت پادشاهزادگان به اسم وداع او مىآمدند و نزلها مىآورد . و پادشاهزاده هولاكو هريك را بر قدر منزلت با مبرّات و صلات بازمىگردانيد . تا بيست و چهارم شعبان سنه احدى و خمسين و ستّمائة « 1 » به طالعى كه سعادت را مشرق بود از مركز دولت ، اردوى خاصّ بر عزم سفر مبارك اقبال نمود « 2 » ، ظفر در پيش طرّقواگويان « 3 » و نصرت بر يمين و يسار پويان و فتح از عقب دوان . و « جومغار اغول » را كه از راه منصب سبب مادر كه از خاتونان ديگر بزرگتر بود [ رتبه تقدّم داشت ] قائممقام خويش بر سر اردو و لشكر نصب فرمود . و از پسران بزرگتر ابقا و يشمت را در مصاحبت خويش نامزد كرد . و لشكرها هركجا بودند از مواضع خويش در جنبش آمدند . از هيبت آن آوازه كوه در زلزله و دلهاى پادشاهان در ولوله مىافتاد . و پادشاه آهسته آهسته مىخراميد و پادشاهزادگان بلغاى و توتار در مقدّمه مىرفتند و ديگران از يمين و يسار مىشتافتند . و در راه تابستان و زمستان به تدريج حركت مىكردند . چون به حدود الماليغ رسيدند خواتين الغايف « 4 » و اورقينهخاتون به خدمت استقبال نمود و جشنها كردند . چندانك رايات همايون از آن حدود گذر فرمود صاحب اعظم مسعود بك و امراى ماوراءالنّهر در خدمتش قيام نمودند . و تابستان شهور سنه اثنتين و خمسين و ستّمائة « 5 » در يايلاغ مقام ساختند . چندانك سورت « 6 » حرارت آفتاب بشكست حركت كردند . و شعبان سنه ثلاث و خمسين و ستّمائة « 7 » را در مرغزار كان كل به در سمرقند نزول فرمودند . صاحب مسعود بك يك خيمه نسيج « 8 » كه غشاء آن نمد سپيد بود برافراشت . و قرب چهل روز در حوالى آن مقام بود و كار طرب و عشرت با نظام . و در اثناى آن از آنجا كه عادت سپهر بىمهر باشد برادر او « سبتاى اغول » گذشته شد و خبر واقعه برادر ديگرش از طرف بالا در رسيد . بدين دو واقعهء سخت متأثّر گشت و غايت متفكّر . آن ماه كه رمضان بود چون به آخر كشيد غرّه ماه شوّال بر عادت سيورميشى « 9 » كردند و كار عيش و خوشى از سر گرفتند . و درين حالت محمّد بن مقدات « 10 » پيشتر از اقران و اكفا به بندگى خدمت استقبال تلقّى كرد و به انواع
--> ( 1 ) - سال 651 . ( 2 ) - فاعل « اقبال نمود » « اردوى خاصّ » است . ( مص ) . ( 3 ) - طرقوا : همان لفظى است كه در پيش شاهان هنگام عبور از جمعيت استعمال مىشده است : « راه را باز كنيد » ، « دور باش » . ( 4 ) - الغايف : در همه جاى كتاب منظور اردوى جغتاى است . ( 5 ) - سال 652 . ( 6 ) - سورت : تيزى ، سختى . ( 7 ) - سال 653 . ( 8 ) - نسيج : بافته ابريشمى كه در آن تارهاى زر به كار برده شده . ( 9 ) - سيورميشى : شعف و شادى و فريادى كه مخصوصا موقع جنگ برمىكشند . ( 10 ) - در متن اصلى تصيح مرحوم قزوينى صورت اين كلمه به همين گونه است .