عطا ملك جوينى
681
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
فرمود و نوينان معتبر در خدمت او تعيين و تمامت امرا كه در آن جانب نشسته بودند از دست چپ و راست به حكم او فرمود . و بلاد غربى را به ديگر برادر هولاكو اغول كه به ثبات و وقار و حزم و احتياط و حمايت و حميّت معروف و مشهورست سپرد و اضعاف آن لشكر تعيين . و در مقدّمه كيدبوقا باورچى « 1 » در اواسط جمادى الاوّل سنهء خمسين و ستّمائة « 2 » حركت كرد تا از كار ملاحده ابتدا كند : به امر تو كه روان گشت روز و شب بروند * ز چين گهى سوى روم و ز روم گه سوى چين و جهت تقرير اموال و تحرير اسامى رجال حاكمان و شحنگان و كتبه را تعيين فرمود . آنچ بلاد شرقى است از ابتداى اقليم خامس از كنار جيحون آمويه تا انتهاى ختاى كه اقليم اوّلست بر صاحب معظّم محمود يلواج و خلف صدق او مسعود بك بر قرار سابق مقرّر فرمود . آنچ طرف ختاى است به صاحب محمود يلواج كه سوابق بندگىها به لواحق هوادارى مقرون گردانيده بود و پيش از جلوس مبارك رسيده . و آنچ ماوراءالنّهر و تركستان و اترار و بلاد ايغور و ختن و كاشغر و جند و خوارزم و فرغانه را به مسعود بك كه بر بيم و حذر آمده بود و به سبب اخلاص و مشايعت « 3 » حضرت اعلى خوف و خطر ديده تا عاقبة الأمر كار او از آن ورطه نافذ و خطير گشت . و چون وصول ايشان به حضرت پيش از قوريلتاى بود ايشان را پيشتر بازگردانيد و هركس كه از طرف ايشان بودند به انواع سيورغاميشى مخصوص گشتند . و بعد ازيشان امير كبير ارغون را كه مسافت نيك بعيد بود مقارن خوف و وعيد بعد ما كه قوريلتاى پراگنده شده بود و پادشاهزادگان هركس با وطن خويش رفته در بيستم صفر سنهء خمسين و ستّمائة « 4 » به بندگى حضرت رسيد . و چون عنايت ازليّه و كفايت ابديّه پيوسته هم عنان او بودست و در مقدّمه در مشايعت بندگى دولت و متابعت هوادارى اخلاص حضرت به ذرايع « 5 » متين و وسايل مبين اختصاص يافته بود و عند الصّباح يحمد القوم السّرى « 6 » به نجاح آمال و ادراك مقاصد ممتاز شد و حكم ممالك خراسان و مازندران و هندوستان و عراق و فارس و كرمان و لور وارّان و اذربيجان و گرجستان و موصل و حلب در كف او نهاد و هرك در خدمت او بودند از ملوك و امرا و بيتكچيان بر وفق استصواب و عنايت او مخصوص شدند و سيورغاميشى يافت و در بيستم رمضان من السّنة المذكورة روان شدند . و از آن جماعت بعضى را هرگونه مصلحتى مانده بود
--> ( 1 ) - باورچى : آشپز ، خوان سالار . ( 2 ) - سال 650 . ( 3 ) - مشايعت : متابعت ، هواخواهى . ( 4 ) - سال 650 . ( 5 ) - ذرايع : وسايل . ( 6 ) - عند . . . به هنگام صبح ، حقيقت بر قوم شبرو روشن مىشود .